تبليغاتX
آموزش حسابداری,ISO,کارآفرینی،طرحها و.... - شرحی بر قراردادهای EP & EPC

 

درحال حاضر، دو نوع قرارداد در زمينة­ انرژي كاربرد فراوان دارد و مي­توان گفت از

ملموس­ترين الگوهاي قراردادي است.

الگوي اول به E.P (طراحي+ تامين تجهيزات) معروف است. در اين نوع قرارداد،

پيمانكار ملزم به طراحي و تامين تجهيزات است و ادامة كار منوط به تحقق توافق

 جديد است كه مي­تواند همراه با تغيير برخي از مواد مورد توافق باشد.

در مقابل، قراردادهايي تحت عنوان E.P.C مطرح است كه به معناي ‹‹طراحي +

 تامين قطعات + اجرا›› است. اين نوع قرارداد برخلاف E.P، شامل مراحل اجرايي

 نيز  مي­شود. در واقع، پروژه به صورت پيوسته انجام مي­شود.

اين دونوع قرارداد، در زمينة طراحي و تامين تجهيزات مشترك هستند و براي ارائة

قيمت و يا­ پس از آن، براي انجام طراحي‌هاي بنيادين (Basic Design)، لازم است

 تا مطالعات اولية (Feasibility  Study) پروژه همراه با طراحي‌هاي محتوايي (

Conceptual Design) انجام شده باشد.

درواقع اگرچه در قراردادهاي E.P، پيمانكار اجرا را بر عهده نخواهد داشت، ام

ا مبناي بسياري از فعاليت‌هاي اجرايي، طرح­هايي است كه از سوي او ارائه شده

است (در مراحل بعدي و اجرايي، صرفاً برخي از تعهدات مثل خدمات پس از فروش

تجهيزات بر عهدة او خواهد بود).

از سوي ديگر، در هر دو نوع قرارداد، امكان انجام فعاليتها به صورت موازي وجود

 دارد و به همين علت، تفكيك بين پيمانكار كه به‌صورت كنسرسيوم است، مي­تواند

 در هر دو نوع قرارداد مشابه باشد. اين تشابه قراردادها، در طراحي تجهيزات خاص

خط توليد (Proprietary  Items) و همچنين حمل و تحويل كا­لا نيز وجود دارد.

در هر صورت، اجراي هر يك از اين دو نوع قرارداد، مستلزم تشكيل كنسرسيومي

است كه شامل پيمانكار اصلي (General Contactor =GC)، شركت مهندسي

 و صاحب دانش فني و شركت تامين‌كنندة منابع مالي طرح باشد.

تفاوت‌ها و تاثير آن بر انتقال دانش فني

داخلي‌كردن دانش فني شركت مهندسي و صاحب دانش، موضوعي است كه به

دنبال آن هستيم. در اختيار داشتن كليه مراحل (نوع قرارداد EPC)، نسبت به حالتي

كه تنها طراحي و تامين قطعات (E.P) بر عهدة پيمانكار است، در انتقال دانش فني

بسيار موثر بوده و در هر حالت، امكان يا عدم امكان داخلي كردن اين دانش فني،

اجزاي موافق و مخالف زيادي در بطن قرارداد دارد.

زماني كه نوع قرارداد E.P باشد، بين تحويل تجهيزات و اجزاي پروژه انقطاع صورت

مي­گيرد. اين موضوع، اين توان را در اختيار كارفرما قرار مي­دهد تا ضمن بررسي

عملكرد پيمانكار و ارزيابي ميزان انجام تعهدات، نسبت به ادامة همكاري و شرايط آن

بازبيني كرده و قرارداد جديد را به گونه­اي تنظيم كند كه اين كاستي­ها رفع شود.

به عبارت ديگر، كارفرما مجال آن را خواهد يافت كه در هر مرحله از كار نسبت به

بازبيني و تصحيح امور اقدام كند.

در مقابل‌، قراردادهاي E.P.C اين امكان را فراهم مي­سازد تا ضمن جلوگيري از

 انقطاع اجراي طرح از گسستگي آموزش‌ها و انجام تعهدات (در زمينه انتقال دانش

فني) جلوگيري كند.

در قراردادهاي E.P.C، از آنجا كه پيمانكار طرح را به عنوان يك كل واحد بر عهده دارد،

لذا كيفيت و كنترل آن در كل پروژه برعهدة او است. در حالي كه در قراردادهاي E.P،

به دليل امكان انتخاب پيمانكار جديد براي مراحل بعدي از سوي كارفرما، نمي­توان

مسئوليت كنترل را بر عهدة پيمانكار گذاشت.

تفاوت مسئوليت در مقابل كيفيت كل و تداوم كار، گارانتي­هاي صورت گرفته را نيز

تحت الشعاع قرار مي­دهد. اين تاثير در زمان­بندي طرح و انجام به موقع طرح نيز

 وجود دارد. درواقع، زماني كه پيمانكار اصلي در مراحل راه اندازي طرح مسئوليت

ندارد، تنها موظف به اعزام كارشناساني براي تحويل و نظارت بر استفاده از تجهيزات

است و اين خصوصيت قراردادهاي E.P باعث مي­شود تا نگراني­هايي درمورد انتقال

دانش فني به وجود آيد.

بنابراين، توصيه مي­شود كه شركت‌هاي ايراني در نقش پيمانكار اصلي، قراردادهاي

EPC را اجرا كرده و از شركت­هاي صاحب دانش فني به عنوان شركت‌هاي زير

مجموعه  استفاده شود.

نقل قول

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM