تبليغاتX
آموزش حسابداری,ISO,کارآفرینی،طرحها و....

کوروش کبیر

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

منشور کورش هخامنشی

 

برگرفته از ویــرایــش تـازه و چاپ پـنجم كـتاب «منشور كورش هخامنشی»

 به زبان‌های فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی (تهران ۱۳۸۴/ چاپ

نخست ۱۳۷۷) از همین نگارنده.

پیشگفتار

منشور كورش هخامنشی، كهن‌ترین بیانیه حقوق بشرِ شناخته شده

جهان و سند سربلندی ایرانیان از همزیستی آشتی‌جویانه و گرامیداشتِ

 باورها و اندیشه‌های همه مردمان تابعه در هنگامه بنیادگذاری نخستین

امپراطوری جهان است. دنیای باستان همواره از آتش جنگ‌ها و یورش‌های

 بی‌پایان در رنج بوده است و كشورهای آشتی‌جو نیز ناچار بوده‌اند تا برای

رهایی مردمان خود از تاخت‌و‌تاز‌های همیشگی همسایگان ناآرام، به رویارویی

و چیرگی بر آنان بپردازند. اما مهم این است كه پیروزمندانِ میدان نبرد و

 چیره‌شدگان بر شهرها، چگونه با سپاه شكسته و مردم فرودست رفتار

 می‌كرده‌اند؟‌ تاریخنامه‌های بشری بازگوكننده رفتار نیك كورش بزرگ،

پادشاه نیرومندترین كشور آنروز جهان، و كنش‌های ستیزنده دیگر فرمانروایان

 گیتی بوده است.

جهان امروز، نه با چشمداشت بر خاك سرزمین‌ها، كه با تاختن بر اندیشه،

 باورها، غرور و هویت ملی مردمان، چیرگی بر آنان را در سر می‌پروراند.

مردمانی كه باورها و هویت ملی و تاریخی خود را به فراموشی سپارند؛

مردمانی كه نیازمند دانش و فن‌آوری كشورهای دیگر باشند؛ شكست‌خوردگان

جهان امروزند. پیشینیان ما گذشته‌ای سرافرازانه برای ما به ارمغان نهادند.

ما برای فرزندان آینده خود چه دستاوردی داریم و برای شكسته نشدن در

جهانِ سخت نامهربان امروز، چه راه‌هایی اندیشیده‌ایم؟

* * *

در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال كاوش‌های گروه

 انگلیسی در شهر باستانی بـابِـل در میاندورود (بین‌النهرین) استوانه‌ای

از گل پخته بدست باستان‌شناسی كـلدانی به نام «هرمز رسـام» پیدا شد

كه امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.

بررسی‌های نخستین نشان می‌داد كه گرداگرد این استوانه گِـلین را

نوشته‌هایی به خط و زبان بابلی نو (اَكَـدی) در برگرفته است كه گمان

می‌رفت نبشته‌ای از فرمانروایان آشور و بابِـل باشد. اما بررسی‌های بیشتری

 كه پس از گرته‌برداری و آوانویسی و ترجمه آن انجام شد، نشان داد كه این

نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان كورش بزرگ هخامنشی

(۵۵۰-۵۳۰ پ‌م.) و به هنگام ورود به شهر بابل نویسانده شده است.

 از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (۱۳۸۴) ۲۵۴۵ سال می‌گذرد.

شكل ظاهری این فرمان، به مانند استوانه‌ای دیده می‌شود كه میانه آن

قطورتر از دوسوی آنست. انتشار و ثبت فرمان‌ها و یادمان‌های رسمی بر

 روی استوانه گِلین و نیز بر روی لوحه‌های مسطح، از سابقه‌ای دیرین در

ایران و میاندورود برخوردار بوده، كه گونه استوانه‌ای آن نسبت به بقیه،

پایداری و دوام بیشتری داشته است. بی‌تردید این فرمان در نسخه‌های

متعددی برای ارسال به نواحی گوناگون نویسانده شده بوده كه امروزه

 تنها یكی از آنها به دست آمده است.

استوانه كورش آسیب‌هایی جدی به خود دیده است. بسیاری از سطرهای

آن از بین رفته و یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل خواندن نیستند.

 نبشته‌های بخش‌های آسیب‌دیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی

و برخی حروف باقی مانده در آن می‌توان تا حدودی بازسازی كرد كه در این

بازسازی نیز، بی‌گمان احتمال اشتباه‌هایی وجود دارد. بدین لحاظ و نیز به

دلیل اینكه در خوانش و ترجمه نبشته‌های بابلی، هنوز نیز اتفاق نظر وجود

ندارد؛ متن منشور كورش در ترجمه‌های گوناگون به تفاوت‌هایی دچار آمده

 است. با این نگرش، هیچیك از ترجمه‌‌های امروزی كتیبه، معادل دقیق معنای

 عبارت‌های اصلی آنرا ارائه نمی‌كنند. استناد به محتوای كتیبه و به ویژه

كلید‌واژه‌ها، می‌بایست با دقت و وسواس بسیاری صورت پذیرد. بی‌تردید

 استناد به كتیبه هنگامی با اطمینان بیشتری ممكن می‌شود كه واژ‌ه یا

 مفهومی خاص، در بیشتر پژوهش‌ها به گونه كم‌وبیش یكسانی برگردان

شده باشند.

در دانشگاه «ییل» (Yale) كتیبه كوچك و آسیب‌‌دیده‌ای نگهداری می‌شود

كه ریشارد بِرگِر در سال ۱۹۷۵ آنرا بخشی گمشده از استوانه كورش

دانست. این بخش توسط همو به كتیبه اصلی اضافه گردید و نُه سطر

پایانی فعلی آنرا تشكیل می‌دهد (← سطرهای ۳۷ تا ۴۵).

فرمان كورش بزرگ از زمان پیدایش تا به امروز بارها ترجمه و ویرایش و

 پژوهش شده است. پیش از همه، جوان پر شور و كاشـف رمز خط

میخی فارسی باستان یعنی هنری كِرِسْویك راولینسون در سال

۱۸۸۰ میلادی و بعدها ف. ویسباخ ۱۸۹۰، گ. ریختر ۱۹۵۲، آ. اوپنهایم ۱۹۵۵،

 و. اِیلرز ۱۹۷۴، ج. هارماتا ۱۹۷۴، پ. بـرگـر ۱۹۷۵، ا. كـورت ۱۹۸۳، پ. لوكوك

۱۹۹۹ و بسیاری دیگر آنرا تكرار و كامل‌تر كردند. متن فارسی ارائه شده در

 این كتاب نیز با نگرش به پژوهش‌های پیشین و روند بهبود شناخت حروف

و واژگان بابلی یا اَكَدی و نیز خوانش‌های تازه‌تر منشور كورش فراهم شده

و در زیرنویس‌ها به یادداشت‌های اندكی پرداخته شده است.

ترجمه و انتــشار فرمــان كــورش بــزرگ (كــورش دوم) پــرده از نادانــسته‌های

بســیار برداشت و بزودی بعنوان «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی

 حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوق‌دانان كشورهای

گوناگون جهان در سال ۱۳۴۸ خورشیدی با گردهمایی در كنار آرامگاه

كورش در پاسارگاد، از او بنام نخستین بنیاد‌گذار حقوق بشر جهان یاد كردند

 و او را ستودند. حقوقی كه انسانِ امروز پس از دوهزاروپانصد سال در اندیشه

 ایجاد و فراهم‌سازی آن افتاده است و آرزوی گسترش آنرا در سر می‌پروراند.

(نسخه‌بدلی از منشور كورش به عنوان كهن‌ترین فرمانِ شناخته‌شده تفاهم

و همزیستی ملت‌ها در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورك نگهداری

 می‌شود. این كتیبه در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت

جای دارد).

چه چیز باعث شده است تا فرمان كورش به این پایه از شهرت برسد؟

پاسخ این پرسش هنگامی دریافته می‌شود كه فرمان كورش را با نبشته‌های

 دیگر فرمانروایان همزمان خود و حكمرانان امروزی به سنجش بگذاریم و بین آنها

 داوری كنیم.

آشور نصیرپال، پادشاه آشور (۸۸۴ پ‌م.) در كتیبه خود نوشته است: ‘‘…

به فرمان آشور و ایشتار، خدایان بزرگ و حامیان من … ششصد نفر از

 لشكر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان

 را زنده زنده در آتش سوزاندم … حاكم شهر را به دست خودم زنده پوست

 كندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم … بسیاری را در آتش كباب كردم

و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم، هزاران چشم از كاسه و هزاران

زبان از دهان بیرون كشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم.”

در‌كتیبه سِـناخِـریب، پادشاه آشور (۶۸۹ پ‌م.) چنین نوشته شده است:

 ‘‘… وقتی كه شهر بابِـل را تصرف كردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم.

 خانه‌هایشان را چنان ویران كردم كه بصورت تلی از خاك درآمد. همه شهر

را چنان آتـش زدم كـه روزهای بسـیار دود آن به آسـمان می‌رفـت. نهـر فـرات

 را به روی شهر جاری كردم تا آب حتی ویرانه‌ها را نیز با خود ببرد.”

در كتیبه آشور بانیپال (۶۴۵ پ‌م.) پس از تصرف شهر شوش آمده است:

 ‘‘… من شوش، شهر بزرگ مقدس … را به خواست آشور و ایشتار فتح كردم

… من زیگورات شوش را كه با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود،

 شكستم … معابد عیلام را با خاك یكسان كردم و خـدایـان و الـهه‌هـایشان

 را به باد یغما دادم. سپاهیان من وارد بیشه‌های مقدسش شدند كه هیچ

بیگانه‌ای از كنارش نگذشته بود، آنرا دیدند و به آتش كشیدند. من در فاصله

 یك ماه و بیست و پنج روز راه، سـرزمـین شـوش را تبدیل به یك ویرانه و

صحرای لم یزرع كردم … ندای انسانی و … فریادهای شـادی … به دست من

 از آنجا رخت بربست، خاك آنجا را به تـوبـره كشیدم و به ماران و عـقرب‌ها

اجازه دادم آنجا را اشغال كنند.”

و در كتیبه نَـبوكَـد نَـصَر دوم، پادشـاه بـابل (۵۶۵ پ‌م.) آمـده است: ‘‘ …

فرمان دادم كه صد هزار چشم در آورند و صد هزار ساق پا را بشكنند.

هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خـانـه‌ها را چنان ویران

كردم كه دیگر بانگ زنده‌ای از آنجا برنخیزد.”

این رویدادهای غیر انسانی تنها به آن روزگاران تعلق ندارد. امروزه نیز

 مردمان جهان با چنین ستم‌ها و خشونت‌هایی روبرو هستند. هنوز جنایت‌های

 آمریكا در ژاپن و ویتنام، فرانسه در الجزایر، ایتالیا در حبشه و لیبی، پرتقال

 و اسپانیا در آمریكای لاتین، و انگلستان در سراسر جهان، از یادها نرفته‌اند.

مردم هرگز فراموش نخواهند كرد كه در عراق بمب‌های شیمیایی بر سر

مردم بی‌دفاع هلبچه فروریخت و همه آنان از پیر و جوان و زن و كودك به

وضعی رقت‌انگیز نابود شدند. در افغانستان و در میان سكوت حیرت‌انگیزِ

جهانیان، صدها هزار تن از مردم غیر‌نظامی و بی‌دفاع شهرها قربانی مطامع

ابر‌قدرت‌های امروز و گروهای سیاسی كشور می‌شوند، در حالیكه در زندگی

روزمره نیز از قحطی و بیماری‌های همه‌گیر، از گرسنگی و وبا و سرما رنج

 می‌برند. در بوسنی و در كانون اروپای متمدن تنها به انگیزه‌های نژادی مردم

و كودكان را بی‌دریغ و دسته‌جمعی به كام مرگ می‌فرستند. در مكه جامه

سپید زائران را به سرخی می‌آلایند و جان و مال و ناموس آنان را مباح

می‌شمرند.

كشورهای بزرگ و پیشرفته و متمدن جهان، سلاح‌های مرگبار كشتار

جمعی و بمب‌های شیمیایی و میكربی خود را دیگر مستقیماً بر كاشانه

 مردم رها نمی‌كنند، بلكه آنها را به بهایی گزاف در اختیار كشورهایی

همچون عراق می‌گذارند تا بر سر جوانان ایران زمین بریزد و آنگاه باز هم

به بهای گزاف به درمان زخم‌های آنان بپردازند و از نقض حقوق بشر گلایه

كنند و خود را بزرگترین پشتیبان آن بدانند.

اما علیرغم رفتارهای ناپسند پادشاهان آشور و بابل و حكمرانان امروز جهان،

كورش پس از ورود به شهر بابل و با دارا بودن هرگونه قدرت‌عملی به عنوان

 شاه نیرومندترین كشور جهان، نه تنها پادشاه مغلوب را مصلوب نكرد؛ بلكه

 او را به حاكمیت ناحیه‌ای منصوب، و با مردم شهر نیز چنین رفتار نمود: ‘‘ …

آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی

پذیرفتند … مَردوك (خدای بابلی) دل‌های پاك مردم بابل را متوجه من كرد؛

زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد

بابل شد … نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

 وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد. من برای صلح

كوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان

دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان

 دادم هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. خدای بزرگ از من

خرسند شد … فرمان دادم … تمام نیایشگاه‌هایی را كه بسته شده بود، بگشایند.

همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. اهالی این محل‌ها را

گرد آوردم و خانه‌های آنان را كه خراب كرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش

را به تمامی مردم اعطا كردم.”

كورش پس از ورود به شهر بابل (در كنار رود فرات و در جنوب بغداد امروزی)

فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر كرد كه قریب هفتاد سال در بابل به اسارت

گرفته شده بودند. هزاران آوند زرین و سیمین آنان را كه پادشاه بابل از ایشان

 به غنیمت گرفته بود، به آنان بازگرداند و اجازه داد كه در سرزمین خود

 نیایشگاهی بزرگ برای خود بر پای دارند. رفتار كورش با یهودیان موجب كوچ

بسیاری از آنان به ایران شد كه در درازای بیست و پنج قرن هیچگاه بین آنان

و ایرانیان جنگ و خشونت و درگیری رخ نداد و آنان ایران را میهن دوم خود

می‌دانسته‌اند. در این باره در باب‌های گوناگون اسفار عَـزرا و اشعیا در كتاب

 تورات (عهد عتیق)، ضمن نامبر كردن كورش با عنوان «مسیح خداوند» آمده

است: ‘‘ خداوند روح كورش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالك

خود فرمانی صادر كند و بنویسد: كورش پادشاه فارس چنین می‌فرماید كه

یـهُـوَه/ یـهْـوِه خدای آسمان مرا امر فرموده است كه خانه‌ای برای او در اورشلیم

 كه در یهودا است، بنا نمایم. پس كیست از شما از تمامی قوم او كه خدایش

 با وی باشد و به اورشلیم كه در یهودا است برود و خانه یـهُـوَه را كه خدای

حقیقی است در اورشلیم بنا نماید …؟ پس همگی برخاسته و روان شدند

تا خانه خداوند را كه در اورشــلیم است، بـنا نمایند. … و كورش پادشاه، ظروف

 خانه خداوند را كه نَـبوكَـد نَـصَـر آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته

بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد.”

در اینجا مایلم بخصوص به این نكته تاكید كنم كه با وجود اینكه منشور كورش

بزرگ را «نخستین اعلامیه حقوق بشر» می‌دانند، اما نوآوری چنین فرمانی از

 كورش نبوده است؛ بلكه این فرمان فرایند فرهنگ ایرانی بوده است. فرهنگی

 كه هرگز دستور به غارت و آدمكشی و ویرانی نداده است. و كورش این رفتار

را از مردمان سرزمین خود، از نیاكان خود، از فرهنگ رایج كشورش، در آغوش

مهرآمیز مادر و از پرورش او آموخته بوده و بكار بسته است. سرافرازی نخستین

بیانیه جهانی حقوق بشر نه تنها برای كورش، بلكه همچنین برای فرهنگ كشوری

است كه سراسر پهنه پهناور آن از كهن‌ترین روزگاران تابش‌گاهِ اندیشه نیك و

كردار نیكی بوده است كه امروزه و از پس هزاران سال مردمان جهان در آرزو و

 آرمان فراهم ساختن آن هستند.

منشور كورش هخامنشی ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی كه

 از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می‌برد

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |
 
 
 
 
Accounting Services
 
 
Phoenix, AZ Accounting
 
 
 
 
Toronto Accounting And Financial Software Company
 
 
Toronto Accounting And Financial Software Company
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Accounting \ Auditing \ Registration \ Tax planning
 
 
Accounting The Bucks Start Here, a stack of pennies
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |
تاریجچه حسابداری در ایران


تاریخ حسابداری از جمله موضوعاتی است كه جایگاه آن در

 ادبیات این علم بسیار محدود بوده و نسبت به آن كم‌توجهی و

 یا بی‌توجهی شده است. این موضوع حتی در عصر حاضر و

به‌خصوص در دهه‌های اخیر كه پیشرفت‌های شگرفی در كلیه

ابعاد علم حسابداری به وقوع پیوسته نیز به وضوح قابل مشاهده

 است. به طوری كه تاكنون نوشته‌ای جامع در خصوص جزییات

زمینه‌های پیدایش افكار متنوع و تشریح ابعاد فنی این دیدگاه‌ها

 در دسترس نیست.

در این مقاله بخشی از تاریخ این علم كه با تاریخ تمدن بشری

گره خورده، در قلمرو ایران باستان به‌ویژه در عصر هخامنشیان كه

 به دلیل وسعت جغرافیایی و استفاده از ده‌ها هزار نفر نیروی

انسانی جهت اجرای طرح‌های اقتصادی از سیستم‌های

اطلاعاتی مالی مانند انبارداری، حقوق و دستمزد، پولی، اوزان،

بودجه‌ریزی و حسابرسی استفاده می‌شد، با نگاهی فنی مورد

 بررسی قرار گرفته می‌شود.

بایگانی اسناد مالی

لوحه‌های قلعه (استحكامات) و لوحه‌های خزانه در سال‌های

۱۹۳۳-۱۹۳۴ و ۱۹۳۶-۱۹۳۸ به وسیله كاوشگران آمریكایی در

پرسپولیس كشف شد. یك مجموعه در زاویه شمال – شرق صفه

 و مجموعه دوم در بخش جنوب – شرق. به‌دلیل محل كشف

الواح به آنها اسم سنتی لوحه‌های قلعه و لوحه‌های خزانه‌ داده

شد. این الواح در سال ۱۹۴۸ به وسیله ژ.ژ. كامرون انتشار یافتند

و انتشار آن در سال‌های بعد نیز ادامه یافت.


الواح مزبور به تعداد ۱۲۹ مجموعه‌اند و سال‌های سی‌امین سال

پادشاهی داریوش (۴۹۲) تا هفتمین سال سلطنت اردشیر اول

 (۴۵۸) را در بر می‌گیرند. به استثنای یك لوح اكدی كه در

زمستان (۵۰۲) نوشته شده است.

لوحه‌های قلعه – تاریخ‌گذاری شده از سیزدهمین تا هجدهمین

سال داریوش (۵۰۹-۴۹۴) بسیار چشمگیرترند. در سال ۱۹۶۸،

ر.ت هالوك ۲۰۸۷ لوحه آن را انتشار داد و ده سال بعد به

انتشار  ۳۳ لوحه دیگر همت گماشت. بعضی‌ها هم پس از آن به

طور مجزا و جداگانه منتشر شده‌اند.

اما در مورد ۵۸۰ مهر (از جمله ۸۶ مهر توام با نوشته) كه در

لوحه‌ها منقوش‌اند، بخشی از آنها منتشر شده‌اند كه حاوی ۱۶۳

نوشته آرامی‌اند و در سال ۱۹۷۰ مضامین آنها به‌وسیله ر.ا.بوومن

انتشار یافته است. این اشیا (به صورت فرضی) تاریخ دوران

سلطنتی خشایارشاه و اردشیر (فاصله سال‌های

 ۴۷۹-۴۷۸ و ۴۳۶-۴۳۵) را دارند.

صدها متن و سرلوحه آرامی هنوز منتشر نشده باقی مانده‌اند.

علاوه بر آن چند متن نادر كه به یك متن كوتاه به زبان یونانی و

یك متن دیگر به زبان فریگیه‌ای. بنابراین اكنون چندین هزار لوحه و

كتیبه در اختیار مورخان امپراتوری هخامنشی است.

در واقع الواح پرسپولیس جنبه داستانی و روایت‌گونه ندارد و در

هیچ یك از آنها نه به شرح لشكركشی‌ها پرداخته شده و نه

اشاره‌ای حتی به صورت غیرمستقیم به تاریخ سلسله‌ای شده

است. عمده مطالب در الواح استحكامات مربوط به عملیات

گردآوری، انبارداری و توزیع مواد غذایی و آذوقه است و

استفاده‌كنندگان از این مواد عبارتند از شاه و خانواده او،

صاحب‌منصبانه رتبه دیوانی (سازمان اداری)، كهنه (یا

خدمتگذاران دینی)، چارپایان و به‌خصوص كارگران كه در

دبیرخانه‌ها، تاسیسات كشاورزی دهات، كارگاه‌های تبدیل مواد و

كارگاه‌های پرسپولیس كار می‌كنند.

در یك زنجیره دراز از این الواح (كه به عنوان سری Q مشخص

شده است)، تحویل جیره‌های غذایی به افراد و گروه‌هایی كه از

نقطه‌ای به نقطه دیگر امپراتوری سفر می‌كنند، ثبت شده است.

در سه سری دیگر از الواح، نامه‌ها، یادداشت‌های روزانه و

صورتحساب انبارها نوشته شده است. اما در الواح خزانه

به‌خصوص واریز جیره به صنعت‌كارانی كه در كارگاه‌های

پرسپولیس در دوران داریوش، خشایارشاه و اردشیر اول كار

می‌كرده‌اند، ثبت شده است و مشخص می‌كند كه از سال‌های

 ۴۹۳-۴۹۴ بخشی از جیره به صورت پول پرداخت (یا ارزیابی)

شده است و نه به شكل محصولات غذایی.

به استثنای جیره‌های سفر (در سری Q مشخص شده‌اند)

مابقی اسناد به یك حوزه جغرافیایی، از فارس مركزی تا

سوشیان و از شوش در شمال غربی تا نی‌ریز در جنوب شرقی

محدود می‌شوند. الواح خزانه تنها مربوط به فعل و انفعالاتی‌اند

كه در پرسپولیس روی داده‌اند. از طرفی، تقسیم‌بندی زمانی نیز

بسیار نامساوی است زیرا به عنوان مثال ۵/۴۶ درصد الواح قلعه

مربوط به سال‌های ۲۲ و ۲۳ سلطنت داریوش (۵۰۰-۴۹۹)

هستند و این نسبت برای الواح سری Q (جیره سفرها) به ۷۲

درصد می‌رسد. از الواح خزانه بیش از ۶۰ درصد مربوط به دوران

سلطنت خشایارشاه هستند و در این زمان (۴۸۶-۴۶۶) بیش

 از ۶۰ درصد آن به سال ۴۶۶ تعلق دارند و طبیعی است كه

نتیجه‌گیری تاریخی از این درصد دشوار است. به نظر می‌رسد

كاشفان تنها بخشی ناچیز از بایگانی‌‌های مركزی پرسپولیس را از

زیر خاك بیرون كشیده‌اند. بخشی مهم از امور اداری بدون شك

ابزار و لوازم فاسدشدنی را ثبت كرده‌اند. الواح قلعه بیشتر از

منشیان و كاتبان بابلی نام می‌برند كه بر پارشمن (پوست‌های

حیوانات) می‌نوشته‌اند و روش تحریر آنان نه تنها به وسیله

مولفان كلاسیك مانند هرودت تصریح شده است، بلكه از طریق

كشف بخشی از مكاتبات كه روی پوست نوشته شده نیز مسجل

شده است.

حتی در این خصوص اشاره‌ای واضح در پرسپولیس وجود دارد كه

عبارت است از نامه شاهزاده خانم «ایردب‌م» كه بر لوحه‌ای از

خاك رس نوشته شده و در آن اشاره به سندی شده است كه

روی پارشمن نوشته شده است.

بخش‌هایی از نوشته های هرودت صراحت دارند بر این كه علاوه

بر این وسایل، استفاده از لوحه‌های چوبی موم‌‌اندود نیز كه در

بابل در دوران بابلی (و قبل از آن به وسیله اقوام هیتیت و

آسوری‌ها) رایج بوده همچنان ادامه داشته است.

باید قبول كنیم كه در این شرایط به بایگانی‌های بیش از چند

دبیرخانه دسترسی پیدا نشده است و بایگانی دفاتر دیوان‌های

دیگر – كه با توجه به اسناد حاصله از سایر قلمروهای پادشاهی

و شرق میانه‌ای قدیم – مامور حفظ و نگهداری و اداره امور

دارایی‌هایی از قبیل اشیای قیمتی، سلاح‌ها یا البسه بوده‌اند، در

اختیار نیست.

از طرفی این همان واقعیت مهمی است كه روایات قدیمی به

سبك و روش خود منتهی به وضوح و روشنی تمام آن را نقل

كرده‌اند كه همان غارت و تاراج پرسپولیس به وسیله مقدونیان

است (به عنوان مثال كنت – كورث در كتاب پنجم خود در فصل

ششم، صفحات ۳ تا ۵ از غارت پارچه‌ها، مبل و اثاث، البسه

شاهی، ظروف و گلدان‌ها و غیره) نام می‌برد.

سیستم انبارداری

اكنون به كمك لوح‌های دیوانی مشخص شده است كه تخت

جمشید مركز سازمان اداری پارس بوده و سررشته تمام امور در

تخت جمشید به هم پیوسته است.

به عنوان یك كارمند در سفر، همیشه گذرنامه‌ای ممهور به همراه

داشت.

در این گذرنامه آمده بود كه دارنده گذرنامه از سوی چه كسی

ماموریت دارد، چه مسیری را طی می‌كند و چه میزان آرد،

نوشیدنی و همچنین گوشت برای مصرف شخصی خود و در

صورت لزوم برای همراهان و همكاران زیردست باید دریافت كند و

این هزینه‌ها بر روی گل ثبت می‌شد.

نویسنده كلوچه‌هایی از گل برمی‌داشت و آن را به شكل لوح در

می‌آورد. در اغلب موارد اثر این دست‌های بر گل فشرده شده

دیده می‌شود.

در برخی از این لوح‌ها، رد انگشتان گل كار نیز برجای مانده

است.یك روی لوح با دست شكل گرفته، بر میزی كوبیده می‌شد

تا سطح آن هموار شود.

سرانجام كارمند مسوول روی سمت چپ همین سطح مهر خود

را می‌فشرد.

تهیه لوح به عهده شاگردی بود تا دست نویسنده به گل آلوده

نشود.

چند لوح استفاده نشده كه از ساختمانی، درست رو به عمارت

خزانه تخت جمشید به دست آمده، این مطلب را تایید می‌كند.

به كمك قلم مخصوص، نشان میخی را بر لوح نرم می‌فشردند،

كالای تحویل شده را به دقت ثبت می‌كردند، كارمند مسوول با

مهر خود نوشته را تایید می‌كرد و دریافت كننده نیز نقش مهر

خود را یا در قسمت پایین لوح و یا بر پشت لوح ثبت می‌كرد.

بنابراین هر عضو دربار هخامنشی كه به نحوی با سازمان اداری

سر و كار داشت، همیشه مهر خود را همراه داشت.از همین رو

برخی از كارمندان، مهر خود به گردن می‌آویختند.

مجسمه كوچكی از عاج كه سر آن از میان رفته، به خوبی

نمایانگر این موضوع است.

علاوه بر این لوح، دو لوح دیگر نیز مهر زده می‌شد، زیرا از هر

سند دو رونوشت نیز تهیه می‌شد.یك نسخه برای بایگانی

محلی، نسخه‌ای برای بایگانی مركز بخش و سومی به طور

مستقیم به تخت جمشید فرستاده می‌شد.

به همین دلیل از هر لوح، نمونه‌ای نیز در بایگانی تخت جمشید

موجود است.

از طرفی نگهداری این لوح‌ها چندان آسان نبود.

گمان می‌رود كه این لوح‌ها را براساس مكان و سال طبقه‌بندی

كرده، در سبد می‌ریختند و سپس سبدها را در قفسه قرار

می‌دادند.

برای جلوگیری از آشفتگی، هر سبد برچسبی خاص داشت.

تعدادی از این برچسب‌ها هم یافت شده است.بنابراین روی هر

برچسب نام كالا، محل صدور سند، نام مامور مسوول و سال

تحویل قید می‌شد.

 

سیستم حقوق و دستمزد

لوح‌های به دست آمده در تخت جمشید، از نظام دستمزدها در

زمان دایوش اطلاعات جالبی به دست می‌دهد.

طبقه‌بندی دستمزدها بسیار غنی و از جهاتی چنان «مدرن»

است كه گاه پیشرفته‌تر از امروز به نظر می‌آید.كارمندان دیوانی

دو رده بسیار متفاوت دارند: اربابان و آزادان و خدمتكاران و پادوها.

مزد كارگران به طور عمده به صورت جنسی پرداخت می‌شد و

پایه اصلی محاسبه آن جو و حداقل مزد یك مرد ۳ «بن» جو در

ماه بود. یك «بن» ده «دقه» و هر «دقه» نود و هفت صدم لیتر

بود. بنابراین یك «دقه» نزدیك به یك لیتر می‌شد كه به زحمت از

آن نیم كیلو نان می‌پختند. مزد كارگر خدمتكار و آزاد برابر بود.

اگرگاهی در سندی مزد آزادان كم‌تر است (به عنوان مثال دو

«بن» در ماه) كمی حقوق به خاطر پایین بودن سن است.

پایین‌ترین سطح حقوق یعنی ۳۰ لیتر جو در ماه، به خدمتكاران و

پادوها تعلق می‌گیرد كه با دستمزد «كارگران خارجی» همسطح

است كه از لیكیه، تراكیه و یا از بلخ می‌آمدند. از این كارگران

بیشتر برای برداشت محصول استفاده می‌شد كه متناسب با

فصل و نوع محصول، از منطقه‌ای به منطقه دیگر فرستاده

می‌شدند. بابلی‌ها را «نگهبان جو» می‌نامیدند كه مسوول

نگهداری بذر، بذرافشانی و برداشت بودند. تراكیه‌ای‌ها را به

دامپروری و سوری‌ها را به حفاظت از چوب‌های سدر می‌گماردند.

حقوق مهترها، كارگران خزانه، نخ‌ریس‌ها، چوب كارها، نجارها،

ظریف‌كارها، زرگرها، روغن‌سازان و پسربچه‌های پارسی كه از

نبشته‌ها، رونبشته تهیه می‌كردند، پایین‌ترین سطح حقوق بود.

همه كارگران كه حداقل جیره را می‌گرفتند، به عناوین و

مناسبت‌های گوناگون «اضافه درآمد» داشتند. به طور منظم، هر

دو ماه یك‌بار «پاداش» داده می‌شد كه اغلب یك لیتر جو و نیم‌لیتر

نوشیدنی بود.

میزان دریافتی گروهی از حقوق‌بگیران رده‌های بالا چشم‌گیر

است و از همه بالاتر، دریافتی رییس تشریفات است كه همه

تشكیلات دیوانی پارس، یعنی هسته مركزی حكومت ایران را زیر

نظر داشت. حقوق ماهانه او عبارت از ۵۴۰۰ لیتر جو، ۲۷۰۰ لیتر

نوشیدنی و ۶۰ راس بز یا گوسفند بود. لااقل می‌دانیم كه

«فرنكه» كه سال‌ها رییس تشریفات داریوش بود، این مقدار

دریافتی داشت. تنها «گیوبروه»، پدرزن داریوش كه در براندازی

«گیوماته» و انتقال حكومت به داریوش سهمی داشت و

«نیزه‌دار» او بود، نوشیدنی بیشتری دریافت می‌كرد. در سنگ

نگاره بیستون نیز نفر دوم پس از داریوش «گیوبروه» است. او

برای هر ماه ۳۰۰۰ لیتر نوشیدنی دریافت می‌كرد. از دیگر

سهمیه‌های او چیزی در دست نیست. قایم‌مقام رییس تشریفات

در زمان زمامداری داریوش برای سا‌ل‌های طولانی «چیسه و

هوش» بود كه فقط یك سوم «فرنكه» جو و نوشیدنی دریافت

می‌كرد. یعنی ۱۸۰۰لیتر غله و ۹۰۰ لیتر نوشیدنی و در عوض

گوشت بیشتر، یعنی ۴۵راس بز یا گوسفند.

از آنجا كه پرداخت حقوق به شكل جنسی دشوار بود، اندك‌اندك

پرداخت نقره در مقابل یك سوم تا نیمی از حقوق به‌خصوص به

جای نوشیدنی و گوشت متداول شد. لوح‌های تخت‌جمشید

مربوط به زمان حكومت «خشیارشا» (۴۸۶-۴۶۵پ.م) و ابتدای

حكومت اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴پ.م.) اغلب از پرداخت نقره به

كارگران گواهی می‌دهد. پرداخت نقدی به‌طور قطع مورد استقبال

كارگران قرار می‌گرفت، زیرا به هنگام تقسیم گوشت بز یا

گوسفند، ناگزیر به یكی گوشت خوب و به دیگری گوشت

نامرغوب می‌رسید و نارضایتی به وجود می‌آمد.

كارگران ساده با اندك جیره دریافتی به زحمت گذران می‌كردند و

پرداخت حقوق به صورت جیره سبب یكنواخت شدن تغذیه آنان

می‌شد. با اسنادی كه امروز در دست است، پی بردن به میزان

واقعی درآمد در زمان هخامنشیان كار بسیار دشواری است، با

این همه مسلم است كه حقوق و جیره طبقه‌بندی شده بود و

هر كس به نسبت مهارت و میزان كار حقوق دریافت می‌كرد.

كوشش می‌شد تا به عناوین مختلف، دریافت‌كنندگان حداقل

دستمزد، ناگزیر از انجام كارهای سخت نیز بودند، با اضافه

پرداخت‌هایی تامین شوند. به همین دلیل حداقل حقوق از حقوق

معمولی در بین‌النهرین پیش از هخامنشیان كه جیره یك منشی،

باغبان، خیاط، كشاورز، كوزه‌گر، نجار و چوب‌بر، سراج و آهنگر

ماهانه فقط ۲۰ لیتر جو بود، بالاتر است. در زمان داریوش

كمك‌های پراكنده دولتی را نیز باید بر حقوق كارگران و كاركنان

دولت افزود. این كمك، هم شامل كارگرانی می‌شد كه شرایط

كاری فوق‌العاده سختی داشتند یا به دلیلی دیگر مستحق

دریافت پاداش بودند و هم شامل حال زنانی كه وضع حمل كرده

بودند. حقوق زن و مرد برای كار یكسان، برابر بود. زنان

می‌توانستند ساعات كار كمتر و یا به عبارت دیگر كار «نیمه‌وقت»

بردارند. محیط كاری زن و مرد یكی بود و امكانات كارآموزی و

ارتقای شغلی برای هر دو یكسان فراهم می‌شد. در میان اسناد

موجود تعداد مدیران و سرپرستان زن كم نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج

و اندوه مبر

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

قبل از جواب دادن فکر کن

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

هیچکس را تمسخر مکن

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

خود برای خود، زن انتخاب کن

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

هرگز ترشرو و بدخو مباش

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
چالاک باش تا هوشیار باشی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی


ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را

نگزد و نمیری

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر

باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |



يك سازمان داراي طبقه‌بندي‌هاي اداري ، چارت‌هاي سازماني ، قسمتهاي مختلف و اهداف و خطي‌مشي‌ها، دستورالعمل‌ها و بسياري موارد ديگر است. كه مسلماً براي مشتريان وبزرگي سازمان وقسمت هاي مختلف آن اهميت ندارد بلكه مي‌خواهند كسي مشكلاتشان را حل نمايد.
سازمان مشتري مدار سازماني است كه هدف آن پيش‌گرفتن درخواست‌ هاي مشتريان در مسائلي كه بيشترين ارزش را براي آنها داراست مي‌باشد و رضايت مشتري را سرمايه خود و ضامن برگشت سرمايه سازمان مي‌دانند.
ارائه خدمات به مشتري همواره سرلوحه تفكرات و برنامه‌ريزي‌ها مي‌باشد و در زندگي و مشكلات موجود براي كسانيكه مسئول راضي نگه داشتن مشتري هستند تغيير و بهبود حاصل مي‌نمايند . و سازماني كه نتايج عملكرد آن براساس انتظارات و خواست ‌هاي مشتريان سنجيده مي‌شود.
ملاك واقعي ارزش يك شركت از نظر جامعه و صاحبان آن رضايت مشتري است و بدون اين هيچ كسب و كاري نمي‌تواند ادامه حيات داده و ايجاد شغل نموده و يا زندگي كساني را كه در آن كار كرده و به مردم خدمت ارائه مي‌دهند تأمين نمايد.
يك سازمان مشتري مدار بدون ايجاد ارتباط مناسب با مشتريان خود نمي‌تواند موفقيتي حاصل كند و در دنياي امروز كه دنياي كيفيت محور مشتري مدار است ، مشتري هدف كار و مشتري گرايي زيربناي كليه فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي خواهد بود. در اين راستا جذب كاركنان مشتري مدار كه ويژگي‌هاي بارز ارتباطات انساني را در رفتار خود لحاظ كرده باشند ضروري است.

ويژه گيهاي سازمان هاي مشتري مدار
Ø هر عضوي از آن مفهوم مشتري مداري و رضايت مشتري را بخوبي درك كرده باشد.
Ø به طور صحيح عمل نمايد
Ø مفهوم خدمات را به طور جامع درك كرده باشد
Ø شكايت و اشكالات وارده را بطور دقيق و در اسرع وقت رفع كند
آموزش و فراگيري مستمر موجب رشد مي‌شود و كاركنان را تبديل به منابع رقابتي مي‌كند. ارتقاء و ايجاد توانمندي اگر با ابتكار و ابداع همراه شود سرمايه لايتناهي در سازمان به وجود مي‌آورد كه در صورت تغييرات سريع سازمان دچار بحران نخواهد شد.
انعطاف پذيري براي هرگونه تغيير در واقع نوعي تخصصي‌شدن فعاليت‌ها است كه موجب بقاي سازمان و رضايت مشتري مي‌شود.

مدير مشتري مدار
===========
ارتباطات مؤثر بين كاركنان ضامن كيفيت مطلوب است ، عموماً براي اجراي يك پروژه تقسيم وظايف مقدم بر ايجاد ارتباطات مؤثر بين افراد قرار مي‌گيرد در نتيجه روابط بطور نامطلوب گسترش يافته ، اشتباهات بروز و نهايتاً اهداف اصلي گم خواهند شد. بنابراين بايد قبل از شروع هر پروژه كاركنان را نسبت به اهميت روابط متقابل در انجام وظايف و مسئوليت‌ محوله ، براي حصول نتيجه مورد انتظار آگاه ساخت.
بدين ترتيب است كه هركسي متوجه نقش و تأثير فعاليت‌هاي خود بر كار سايرين شده و مي‌توان با تغيير كانون توجه افراد از عملكرد انفرادي به كار گروهي توقعات كارفرما را ارضاء و همه افراد را برنده تلقي نمود. آگاه سازي كاركنان از وظايف يك مدير مشتري مدار مي‌باشد.
پيش ازاين خصوصيات يك سازمان مشتري مدار مورد بررسي قرار گرفته است. بطور كلي يك مدير كه به اصول يك سازمان مشتري مدار معتقد باشد و داراي صبر فراوان ، تواضع ، انتقادپذيري ، آراستگي ، راستگويي و صداقت ، مطلع از خدمات سازمان و شنونده و پاسخ دهنده خوب جهت مشكلات مشتريان و … را مي‌توان يك مدير مشتري مدار محسوب كرد.
مديران هر سازمان از هسته‌هاي اصلي آن محسوب شده و بايد خصوصيات و ويژگي‌هاي مشتري مداري را در خود تقويت نمايند.
ويژگي هاي مديران مشتري مدار
Ø مشتري را مي‌شناسند.
Ø در سازمان جهت مشتري ايجاد اهميت مي‌كنند.
Ø به مشتري خدمت مي‌كنند.
Ø براي مردم احترام قائلند.
Ø در مردم احساس برنده شدن ايجاد مي‌كنند.
Ø در مورد مردم مانع اظهارات مخرب مي‌شوند.
Ø ظرفيت انتقادپذيري سازمان را افزايش مي‌دهند.
Ø مردم را از ارائه انتقاد سازنده منع نمي‌كنند.
Ø به انتقاد سازنده مردم به موقع پاسخ مي‌دهند.
Ø تمايل به قبول اشتباه دارند.

كاركنان مشتري مدار
=============
مديران مشتري مدار بدون كاركنان مشتري مدار موفق نخواهند بود وكاركناني كه ويژگي هاي ذيل را داشته باشند در زمره كاركنان مشتري مدار قرار دارند :
Ø مردم دارند ومردم را دوست دارند .
Ø هميشه جانب مشتري را مي گيرند .
Ø به سوالات مشتري پاسخ مناسب مي دهند .
Ø به حرف هاي مشتري خوب گوش مي دهند .
Ø شيك پوش وخوش صحبت هستند .
Ø ظاهروباطني آراسته و وارسته دارند .
Ø خود را به جاي مشتري قرار مي دهند .
Ø بيشتر به فكر ارايه خدمات هستند تا سود شخصي .
Ø هميشه بيشتر از حد انتظار مشتري برايشان كار مي كنند .
Ø با مشتري همانند ميهمان خود رفتار مي نمايند .
Ø رفتار آنها نشانگر اين است كه مردم ومشتريان را در اولويت قرارمي دهند .


با چنين ديدگاهي كاركنان مشتري مدار، مديران مشتري مدار و سازمان مشتري مداري پيوستاري از خدمت به مشتري هستند به طوري كه اگرهر كدام وظيفه و مسوليت خود را نسبت به مشتري به درستي انجام ندهند فرآيند خدمت لطمه مي خورد و به كاهش رضايت مشتريان مي انجامد..

نقل از:
http://yahyaee.com/2/archives/2006/05/post_7.htm









© کپی رایت توسط .:مقاله نت.: بزرگترين بانك مقالات دانشجويي کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.)
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM