|
خدایا:
به من توفیق تلاش ،در شکست؛
صبر،در نومیدی ؛
رفتن،بی همراه ؛
جهاد ، بی سلاح ؛
کار ، بی پاداش ؛
فداکاری ،در سکوت ؛
دین ، بی دنیا ؛
مذهب ، بی عوام ؛
عظمت ، بی نام ؛
خدمت ، بی نان ؛
ایمان ، بی ریا ؛
خوبی ، بی نمود ؛
گستاخی ، بی خامی ؛
مناعت ، بی غرور ؛
عشق ، بی هوس؛
تنهائی ،در انبوه جمعیت ؛
دوست داشتن ،بی آنکه دوست بدارند ؛
روزی کن .
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
برای ما آنچه مهم است انجام وظیفه انسانی ،تعقیب راه خدائی است . اگر پیروز شدیم دعامان اینکه از ستم وحق کشی وغرور در امان مانیم . اگر شکست خوریم از تبهکاری وذلت مصون باشیم وشهادت ارزانیمان باد.... تلاش در جستجوی حقیقت و کسب آزادی وفلاح انسان ،نفس زندگی وعین سعادت است وخدا را شکر که من اگر چه هرگز نه شوی خوبی ونه پدر خوبی بودم،ساعتی از عمر را سر در آخور خویش نداشتم وجز در تب وتاب ایمان ومردم نزیستم .... بهرحال هرچه پیش آید در راه خدا حساب می کنم وبرنمی گردم.می ترسم بپرسم ،نکند خبری بد بشنوم وضعیف شوم .اینجا یکی از همان جاهایست که نفهمیدن بهتر است .آدم در راهی که پیش می گیرد باید همچون کرگدن تنها سفر کند وسر پیش اندازد وشش دانگ حواسش در رفتن وبراه رفتن باشد واز آوازها نهراسد وچشمش بر روی هر پدیده ای کور وگوشش در قبال هر شنیده ای کر باشد. برای ماها که سراپا از عاطفه ساخته شده وسرشته شده ایم این کار ریاضت بسیار می خواهد وایمان وتعصب شدید . خدا ارزانی دارد.
((متن دست نوشته یکی از آخرین نامه های دکتر علی شریعتی ))
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
دکتر علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در کاهک، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب میشد. منبع : گردآورنده خانم سودابه امیری + نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
عزیزم به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .
سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است
سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم
همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است
چه طور من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتنک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم
****************************************** به عالیه نجیب و عزیزم
مثل شمع : همین که صبح می رسد خاموش می شوم و با وجود این ، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است .
دوست می دارم . دوباره حاضرم . من هرگز این راحت را به آنچه در ظاهر ناراحتی به نظر می اید ترجیح نخواهم داد . در آن راحتی دست تو در دست من است و در این راحتی ... آه ! شیطان هم به شاعر دست نمی دهد ، مگر این که در این تاریکی شب ، خیالات هراسنک و زمان های ممتد ناامیدی را به او تلقین کند
طلبی و شرارت در بسطی زمین پرواز کرده ام . مثل عقاب ، بالای کوه ها متواری گشته ام ، مثل دریا ، عریان و منقلب بوده ام . بدی طینت مخلوق ، خون قلبم را روی دستم می ریخت . پس با خوب به بدی و با بد به خوبی رفتار کرده ام ، کمکم صفات حسنه در من تبدیل یافتند : زودباوری ، صفا و معصومیت بچگی به بدگمانی ، خفگی و گناه های عیب عوض شدند .
شاعرش چه طور معامله می کرد
دستبردهای روزگار مرا سیاه کرده است . یک دوران عجیب خیالی در من مشاهده می شود . سرم به شدت می چرخد . برای این که از پا نیفتم ، عالیه ، تو مرا مرمت کن
چنگال سباع گریخته ام . هنوز از اثره ی آن منظره های هولنک هراسانم
مقتدره ی او بی تو ، وجه مشابهت را از جاهای خوب پیدا می کند
و من رفته رفته به حالت اولیه بازگشت کنم
تو آورده ام . عالیه ی عزیزم ! آن چه نوشته ای ، باور می کنم . یک مکان مطمئن به قلب من خواهی داد . ولی برای نقل مکان دادن یک گل سرمازده ی وحشی ، برای این که به مرور زمان اهلی و درست شود ، فکر و ملایمت لازم است .
همیشه مفتون است ************************************** به عالیه عزیزم
در این حوالی تاریک شب مرا صدا می زنند ؟ از من چه می خواهند؟ هیچ ! انقلاب مرموز قلب ناجور را
دوباره بسنجد . او را همان طور ناجور با تمام مخلوق نگاه می دارد نمی شود ؟ به من بگو انسان چرا دوست می دارد ؟
و حوادث آن را دمی آسوده نگذاشت تا این که از اثر تیرها کهنه شد و تبدیل یافت
تعالیم زمینی رو به زمین پرتاب کرد ولی یک اقتدار مقدس آن را نگاه داشت . گمنام ماند ، نگذاشت در انقلابات وسیع حیات به آتش و جنگ تسلیم شده خاموش شود . آن اقتدار اثره ی چند کلمه حرف و چند نگاه بود . بعد از آن فراموش کردم . دوباره در یک انقلاب غیر مریی و یک نواخت ، ولی تازه و عجیب ، قلب شاعر بین زمین و آسمان و فوق ادرک دیگران به خودش پرداخت
مراد عشقی است که از جدایی های غیر طبیعی کنونی ناشی شده ولی در آتیه قوانین عادله ، مثل عقد و نکاح ، آن را منسوخ می دارد
عقیده را رد می کنم . عشق می اید ، می رود ، دوباره می اید
می تواند قانون اصلی اضمحلال اشیا هم باشد . مجاورت زمان و حوادث ، مقدمه ی یک کشمکش دائمی طبیعت است . حوادث ، مجذوب و عاشق می کند . زمان ، آن جذبه و عشق را پک می سازد. صفحه ی قلب ، مثل یک لوح است : همین که یک لکه از روی آن برداشته شد ، جای لکه دیگر باز می شود
چه طور راست حرف می زنم . محبت با دروغ مبانیت دارد . خط تو ، تقریرات تو ، به من امید می بخشد . تو روشنی قلب منی ! خودم را به هدر نداده ام !
می برم قبل از وقوع امر بین خودمان بری تو چند کاغذ پی در پی هم بنویسم . برای امتحان ، حواست را مشوش کنم . و این بعد از دیدار عکس تو بود . ولی حوادث زودتر از من ، عمل را به دلخواه خود انجام داد . بی جهت عجله شد ! چرا . چرا الفاظ ملا و شاگردش ، ما را به هم نزدیک کرد ! قلب انسان کاری را می کند که آن الفاظ از انجام آن کار عاجزند
محبتی را پیدا کرده است که نزد مردم مردود است و نزد من رشد می کند
ملا . دلت می خواهد شاعری را که بعد ها به فکرش بیش تر آشنا خواهی شد برای همیشه مطیع خودت داشته باشی ؟
************************************ عالیه ی عزیزم زندگانی نویسنده بیشتر اهمیت دارد . دیشب خواستم از تو احوالپرسی کنم . مانع شدند . از دور به اتاق خودمان نگاه کردم . چراغ را خاموش دیدم . ددین این منظره ، مرا غمگین کرد . ناچار از دیوار بالا آمدم . مدتی روی پشت بام نشستم ، ایراد نگیر ، محبت داشتن منوط به این نیست که شخص پول فراوان داشته باشد یا زیاد از حد وجیه و محبوب باشد . اگر خطایی از من سر زد ، کدام انسان بدون خطا زندگی کرده است فراهم کرده است . خودت می دانی . طبیعتا تا دو جنس به هم جوش بخورند با هم کشمکش دارند
چرا به حمام رفتی .
به همین چیزها دلالت داشت . تو به من تهمت می زنی که با دخترها رفیق هستم ، آن ها تهمت می زنند از شر زبان من ناخوش شده ای . متشکرم . مفارقت شیرین است . از دشمنی کم می کند و به دوستی می افزاید . قلب نارضا را هم تسلی می دهد اما ...
متارکه ی اخیر موضوعی نداشت ، مثل این بود که عمدا با فحش اسبابی فراهم آورند که من از آن جا دور باشم
می شنوم کمرت را سوزانیده اند . قلبم را سوزانیده اند
به انقطاع است گریه کند و در این گریه به خواب برود
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
شب همه شب شب همه شب شکسته خواب به چشمم گوش بر زنگ کاروانستم با صداهای نیم زنده ز دور هم عنان گشته هم زبان هستم. * جاده اما ز همه کس خالی است ریخته بر سر آوار آوار این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم. تجریش.آبان1337
پاسها از شب گذشته است
فرق است
شب پره ی ساحل نزدیک
ول کنید اسب مرا
همه شب زن هرجایی
خانه ام ابری ست...
هست شب، يك شب دم كرده و خاك رنگ رخ باخته است . باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه سوي من تاخته است . *** هست شب، همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده يي راهش را . با تنش گرم،بيابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ - به دل سوخته من ماند . به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب ، هست شب . آري شب . (( 28 ارديبهشت 1334))
مير داماد ، شنيدستم من، كه چو بگزيد بن خاك وطن بر سرش آمد واز وي پرسيد ملك قبر كه : (( من رب، من ؟ )) *** مير بگشاد دو چشم بينا آمد از روي فضيلت به سخن: اسطقسي ست - بدو داد جوب - اسطقسات دگر زو متقن . *** حيرت افزودش از اين حرف ملك برد اين واقعه پيش ذوالمن كه : زبان دگر اين بنده ي تو مي دهد پاسخ ما در مدفن *** آفريننده بخنديد و بگفت : (( تو به اين بنده ي من حرف نزن . او در آن عالم هم، زنده كه بود، حرفها زد كه نفهميدم من ! )) (( لاهيجان ، 16 ارديبهشت 1359))
تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم تو را من چشم در راهم. شباهنگام. در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم تو را من چشم در راهم
منبع: سایتهای مختلف ایرانی
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .
از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت. رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت.... شاعرانی چون: مهدی حمیدی ، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند و به مسخره و آزار وی دست زدند .
کوتاه و بلند می شدند .
با روزنامه های چون: مجله موسیقی ، مجله کویر و...... پرداخت.
اشاره کرد.
شب همه شب شکسته خواب به چشمم گوش بر زنگ کاروانستم با صداهای نیم زنده زدور. همعنان گشته همزبان هستم. * جاده اما ز همه کس خالی است ریخته بر سر آوار آوار این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کاروانستم
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
بنیاد خیریه با سی سال سابقه خدمت
همیشه چشم براه ومفتخر به حمایت ویاری شما نیک اندیشان ونیکوکاران جامعه است.
تلفن دفتر مرکزی :
۸۸۸۴۸۱۸۹ ۸۸۸۲۶۰۹۲
دفتر آسایشگاه محمد شهر کرج در تهران :
۸۸۹۸۴۴۴۴
******************************* *************************************** ********************************************** ***************************************************** ************************************************************ ****************************************************************** **********************************************************************
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
آشنائی با ذخیره ها واندوخته ها ذخیره مطالبات مشکوک الوصول وذخیره استهلاک اندوخته ها ،تعاریف وانواع آن
مقدمه : علم حسابداری برای دوواژه ذخیره واندوخته تفاوت قائل است وبرای هرکدام تعاریف وکاربردها ومشخصه های خاصی در نظر گرفته است .درابتدا دوواژه ذخیره واندوخته هم خانواده ومترادف به ذهن میرسند.اما در تعاریف حسابداری هر کدام کاربردها وتعاریف مختص به خود رادارند .در ادامه متن به تعاریف وکاربرد وانواع هرکدام خواهیم پرداخت . ذخیره : در لغت به معنی چیزی است که برای مواقع احتیاج نگاه میدارند لیکن در علم حسابداری معانی مختلفی دارد.ذخیره هائی را که به منظور کاهش ارزش دارائی بر اثر گذشت زمان در نظر می گیرند مانند ذخیره های استهلاک ،اینگونه ذخیره ها کاهنده ارزش دارائی بوده وهیچ پس اندازی برای موسسه ایجاد نمی کند .به عنوان مثال خرید یک دستگاه ساختمان برای دفتر مرکزی موسسه ازدید حسابدار یک دارائی ثابت است .این دارائی یک عمر مفید وارزش اسقاط خواهد داشت به فرض در نظر گرفتن ده سال عمر مفید این مفهوم به دست می آید که ساختمان بعد از ده سال هیچگونه ارزش ریالی که زمانی دارائی موسسه محسوب می گردید ندارد. لذا برای این دارائی کاهش یافته حسابداران ذخیره ده ساله برای آن در نظر می گیرند که طی ده سال دارائی کاهش یافته در حسابی به نام ذخیره استهلاک دارائی قرار می گیرد وصاحب موسسه پس از گذشت مدت مذ کور می بایست برای برای فروش دارائی اسقاط شده وجایگزینی آن با دارائی جدید تصمیم بگیرد.نوع دیگر ذخیره مربوط به پیش بینی بدهی ها وزیانهای احتمالی است مانند ذخیره مطالبات مشکوک الوصول.موسسات برای جبران زیانهای احتمالی آتی مبلغ یا درصدی از کل بدهی خود را که احتمال می دهند قابلیت برگشت ندارند به عنوان ذخیره مطالبات مشکوک الوصول اختصاص می دهند. اندوخته : در معنی لغوی جمع کردن ،پس انداز کردن وفراهم آوردن است.حسابداران در پایان هر دوره مالی پس از تائید هیات مدیره ومجمع صاحبان سهام ومطابق ماده ۱۴۰ قانون تجارت همه ساله ۵٪از سودخالص شرکت به عنوان اندوخته قانونی برای تقویت بنیه مالی موسسه وافزایش آتی سرمایه ویا توسعه واز این قبیل با عنوان اندوخته اختصاص می دهند وتا زمانی که به میزان ۱۰٪سرمایه بالغ گردد ادامه خواهدداشت. در واقع مبلغی از سود تقسیم نشده را برای تقویت وتوسعه موسسه نگاه می دارند .انوخته معمولا به سه بخش در موسسات در نظر گرفته می شود : 1-اندوخته عمومی :تقویت بنیه مالی موسسه 2-اندوخته احتیاطی-سرمایه ای :افزایش سرمایه 3-اندوخته مخفی :به منظور پیشبرد اهداف وخط مشی موسسه وافزایش توان تولید وتشویق کار وروحیه کاری و... مطابق قانون مالیاتهای مستقیم ماده 138شرکتهای صنعتی می توانند تا 50% از سود ابرازی برای توسعه وایجاد واحدهای صنعتی جدید به شرط کسب مجوز از وزارت صنایع و معادن وتصویب مجمع عمومی سالیانه اختصاص دهند واز پرداخت مالیات معاف می باشد .
می توان نتیجه گرفت اندوخته ها موسسه را توسعه می دهند وبنیاد مالی موسسه را تقویت می کنند وذخیره ها به منظور جبران کاهش ارزش دارائی ها در موسسات اعمال می گردند .
منابع : اصول حسابداری جلد دوم تالیف :دکتر عزیز نبوی اصول دفتر داری وحسابداری بازرگانی تالیف :حسن سجادی نژاد فرهنگ فارسی معین قانون مالیاتهای مستقیم ماده 138 قانون تجارت ماده ۱۴۰
نوشته شده توسط رضاآریاراد پائیز 1387 Web:http://hesabdariaryarad.blogfa.com/ Email: rezaaryarad@yahoo.com
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
Iraqi Stealth Aircraft Discovered
C-17 Baghdad Takeoff
Tornado GR-1 Crash
Howitzer Shell
F111 Emergency Landing
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
پيشگفتار
ميباشند (صنايع كانه آرائي .فرآوري مواد معدني و صنايع فلزي ) ميتوانند جهت اخذ مجوزهاي مربوطه به وزارت صنايع و معادن مراجعه نمايند.
ايجاد بهره برداري حمايت و هدايت فعاليتهاي فوق الذكر را به شرح زير بعهده دارد:
شمش با ابعاد مختلف و آلياژها و پودرهاي مربوطه با مشخصات فيزيكي-شيميايي استاندارد.
بالاست و غيره) بر اساس وظايف تعيين شده.
سوپرميكرونيزه و مواد معدني صنعتي.
تالك، كوئولن و ..... بروشهاي مختلف.
گرافيتي، كربن منيزيتي، منيزيت كروميتي، كروم منيزيتي، زيركني، سيليسي، دولوميتي، شاموتي و .... و همچنين انواع مواد ويژه نسوز (جرم، ملات، مواد افزودني، پاشيدني بصورت شكل دار و بي شكل).
(تايل اسلب و ...)
مجسمه ، ستون، گلدان، سنگ لوح و ...)
وزارت بهداشت.
پتاس و ساير املاح معدني)
معدني كه در چارچوب ضوابط اين دستورالعمل قرار مي گيرد.
ب- ضوابط صدور جواز تاسيس:
چارچوب طرح مورد تصويب وزات صنايع و معادن نسبت به احداث واحد توليدي مورد نظر اقدام نمايد.
توسعه و نوسازي وزارت صنايع و معادن و ارائه درخواست صدور جواز تاسيس با ذكر نوع توليد ظرفيت و محل احداث.
كل (در صورت ارائه درخواست به اداره كل)
يك هفته كاري
شده اعلام نظر موافق گرديد،متقاضي در موظف است در ظرف مدت 3 ماه طرح توجيه فني و اقتصادي خود رت تهيه و تسليم نمايد.
دسترس متقاضي ميباشند.
معمولي و برخي مواد ديگر كه نياز به سرمايه گذاري بالايي ندارد تكميل و ارائه فرم مذكور براي صدور جواز تاسيس كافي است.
خواست تواما ارائه نمايد.
50 كيلومتري اصفهان و ...) در ارائه طرح رعايت گردد. 5- بررسي طرح ارسالي و محاسبه و اعلام هزينه صدور جواز تاسيس به متقاضي در ظرف يك هفته كاري ( در صورت تاييد طرح)
تحويل آن به متقاضي پس از دريافت فيش هزينه واريزي . سرمايه گذاري ثابت مندرج در جواز تاسيس حداكثر تا سقف يك ميليون ريال بوده كه توسط كارشناس مربوطه محاسيه و جهت واريز به دارنده جواز تاسيس اعلام مي گردد.
متقاضي ملزم است ظرف مدت تعيين شده نسبت به خريد زمين ،آب ،حق انشعاب برق،قرارداد ساخت يا خريد ماشين آلات و نيز تشكيل شركت و غيره اقدام نمايد.
طرح پيشرفت فيزيكي آن را گزارش نمايد.
تاسيس (خريد و ساخت و غيره...) در مدت تعيين شده نگرديد با ارائه درخواست كتبي از سوي متقاضي جواز تاسيس صادره حداكثر تا 2 بار و هر بار به مدت 6 ماه الي 1 سال از سوي مرجع صادر كننده قابل تمديد خواهد بود.
مبلغ ده هزار ريال بابت حقوق دولتي توسط متقاضي به حساب خزانه دولت واريز ميگردد.
مرجع صادر كننده ميباشد.
مرجع صادر كننده خواهد بود و انجام تغيير نام مستلزم رعايت مسائل حقوقي و اداري مربوطه ميباشد.
توسعه اي از سوي متقاضي جهت بررسي و تاييد ميباشد.
صنايع و معادن جواز تاسيس دريافت داشته اند و نسبت به احداث راه اندازي آزمايشي اقدام نموده اند و يا واحدهايي كه پرونده آنها طبق توافق في مابين اين وزارت و وزارت صنايع به وزارت صنايع و معادن منتقل ميگردد بشرح مراحل زير صادر ميگردد:
( فرم شماره 3) از سوي متقاضي
آن با طرح اوليه و آئين نامه هاي مربوط گزارش از وضعيت پيشرفت طرح.
انجام شده (قيمت تمام شده طرح به نرخ روز) نسبت به تهيه پيش نويس فرم پروانه بهره برداري (فرم 4) اقدام و جهت تاييد و امضا به معاونت مربوطه ارسال مينمايد.
بهره برداري (فرم شماره 4) تايپ و به تعداد 6 نسخه اكثير و پس از ثبت در دفتر يا دبيرخانه نسخه اصل آن پس از دريافت حقوق دولتي ( بر اساس ميزان سرمايه ثابت طبق جدول پيوست حداكثر تا مبلغ 150 هزار ريال) به متقاضي تحويل و مابقي نسخ نيز همانند جواز تاسيس به مراجع ذيربط ارسال مي گردد.
كه در اين صورت لزوم براي اطلاع از گردش كار در اختيار متقاضي قرار خواهد گرفت.
منبع : مرکزاطلاع رسانی صنایع ومعادن ایران
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
کلیسای پرو طبیعت پرو بچه ها در پرو یکی از شهرهای بزرگ پرو در شب
+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت
|
|
|