تبليغاتX
آموزش حسابداری,ISO,کارآفرینی،طرحها و....

 

 

منبع:pix 2pix.org

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

سپردار هخامنشي با خرقه دو چين

سرباز جاويدان

اقتدار زن در دوران با شکوه هخامنشی که همچنان افتخار آمیز است

 

 

 

منبع: سایتهای خوب ایرانی

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

خدایا:              

  setare

 

به من توفیق تلاش ،در شکست؛

 

صبر،در نومیدی ؛

 

رفتن،بی همراه ؛

 

جهاد ، بی سلاح ؛

 

کار ، بی پاداش ؛

 

فداکاری ،در سکوت ؛

 

دین ، بی دنیا ؛

 

مذهب ، بی عوام ؛

 

عظمت ، بی نام ؛

 

خدمت ، بی نان ؛

 

ایمان ، بی ریا ؛

 

خوبی ، بی نمود ؛

 

گستاخی ، بی خامی ؛

 

مناعت ، بی غرور ؛

 

عشق ، بی هوس؛

 

 تنهائی ،در انبوه جمعیت ؛

 

دوست داشتن ،بی آنکه دوست بدارند ؛

 

روزی کن .

 

     setare

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

برای ما آنچه مهم است انجام وظیفه انسانی ،تعقیب راه خدائی است .

اگر پیروز شدیم دعامان اینکه از ستم وحق کشی وغرور در امان مانیم .

اگر شکست خوریم از تبهکاری وذلت مصون باشیم وشهادت ارزانیمان باد....

تلاش در جستجوی حقیقت و کسب آزادی وفلاح انسان ،نفس زندگی

وعین سعادت است وخدا را شکر که من اگر چه هرگز نه شوی خوبی ونه

 پدر خوبی بودم،ساعتی از عمر را سر در آخور خویش نداشتم وجز در تب

 وتاب ایمان ومردم نزیستم ....

بهرحال هرچه پیش آید در راه خدا حساب می کنم وبرنمی گردم.می ترسم

 بپرسم ،نکند خبری بد بشنوم وضعیف شوم .اینجا یکی از همان

 جاهایست  که نفهمیدن بهتر است .آدم در راهی که پیش می گیرد

 باید همچون کرگدن تنها سفر کند وسر پیش اندازد وشش دانگ حواسش

 در رفتن وبراه رفتن باشد واز آوازها نهراسد وچشمش بر روی هر

پدیده ای کور وگوشش در قبال هر شنیده ای کر باشد.

برای ماها که سراپا از عاطفه ساخته شده وسرشته شده ایم این کار

 ریاضت بسیار می خواهد وایمان وتعصب شدید .

خدا ارزانی دارد.

 

 

((متن دست نوشته یکی از آخرین نامه های دکتر علی شریعتی ))

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

White House Picture

جو فوتبال

picture_4025okt31jcfvlr2haxf4dzuuhg.jpg picture by emperat0r

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Vienna

Sarajevo

Brussels

Helsinki

Stockholm

Oslo

Amsterdam

 

منبع:http://away.com/

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Mystic

Fluid

Adobe space environment

Al Jazeera

Christmas Gifts

Jenson Button

Only this and nothing more

Stranger

Black dog

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |


دکتر علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در کاهک، یک روستای سنتی کوچک، کنار کویر، در نزدیکی سبزوار دیده به جهان گشود. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون حقایق اسلامی و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب می‌شد.

در سال ۱۳۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۴۷ با پوران شریعت رضوی، یکی از همکلاسی‌هایش ازدواج کرد.

شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازم‌الاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.

از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دکتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، دکتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.

شریعتی سپس در فروردین سال ۱۳۵۲ تحت شرایط ویژه‌ای آزاد شد که بر طبق آن اجازه تدریس، انتشار، و یا برپایی گردهمایی را چه به صورت خصوصی و چه عمومی نداشت. علاوه بر این، ساواک کلیه تحرکات او را به شدت زیر نظر داشت.

شریعتی این شرایط را نپذیرفت و تصمیم به هجرت از ایران گرفت. اما سه هفته بعد از ورود به سواتهمپتون انگلستان، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد. در ایران بسیاری از او با نام شهید یاد می‌کنند. شریعتی بر خلاف وصیت خود که خواسته بود بود وی را در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد دفن کنند، در حرم حضرت زینب(س)، دختر امام حسین، در شهر دمشق به خاک سپرده شد.


منبع :  گردآورنده خانم سودابه امیری

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Philippines coastline, beach aqua waters

Costa Rica Tortugureo National Park beach coastline

Tanzania shoreline coast beach

sunset Rialto Beach washington state Olympic National Park

 

منبع:http://away.com/

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

دکتر علی شریعتی

 

 

 

 

تصاویر دکتر علی شریعتی

 

 

http://ce.sharif.edu/~hedayati/shariati.jpg

 

 

دکتر علی شریعتی متن شعر عبارت زیباخطاطی نستعلیق

 

 

دکتر شریعتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

649123-p270353.jpg

 

 

منبع: سایتهای مختلف ایرانی

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

The Cousteau family, Céline, Fabien and Jean-Michel, diving in the Dry Tortugas Ecological Reserve.

Suspended in liquid blue, Fabien free-dives near an adult humpback.

Céline and Fabien's powerful movie lights attract plankton, which the mantas feed on.

This moment of birth shows an elephant seal with her newborn pup, visible in the sac still attached to the mother.

A delicate jellyfish catches Fabien Cousteau's attention.

Fabien Cousteau expresses his wonder at the maze of steel supporting an abundance of life at the gas platform in the Gulf of Mexico.

Unexpectedly, Matt Ferraro and Jacob Kilbride find and swim behind a tumor-laden turtle. This turtle will surely die.

Humboldt squid have appeared in record numbers at Cordell Bank National Marine Sanctuary leading to speculation that they may be expanding their range northward. Holly Lohuis and Carrie Vonderhaar traveled to the Sea of Cortez, Mexico, to learn more about this top predator. Holly is tethered by steel cable to the surface ship because Humboldt squid are capable of dragging divers to deep water.

Matt Ferraro swims behind a giant Pacific octopus.

 

منبع: http://away.com

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Many young boys volunteered to serve in the Basij a paramilitary force founded by Khomeini in 1979

Young basiji, front line, Iran-Iraq war, Iran, 1981-82.jpg

expolsion

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |
 

نيما يوشيج

تو را من چشم در راهم، شباهنگام...

nima2.jpg

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Image...

thumbnail1.jpg

Revolutionary War Vs Iraq War

Can Democracy And Islam Coexist

 

 

 

 

 

 

 

 

Approved Funds for Pullout Timetable

 

 

 

 

 

 

 

 

Funding for Iraq Cut-off by Senate

 

 

 

 

 

 

 

Iraq War 5 year anniversary Shia Sunni american troops soldiers conflict photographs bomb bombing dead killed terrorism

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

عزیزم
 قلب من رو به تو پرواز می کند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها

 به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم»

 خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان

 مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی

 گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی

 طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .


اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و

 سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا

 می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف

تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است


می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ

 سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم


 من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که

 همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ،

 که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است


 بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت

 چه طور
 اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به

 من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتنک خیال و گذشته

 است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم


دوست کوه نشین تو


نیما

******************************************

به عالیه نجیب و عزیزم


می پرسی با کسالت و بی خوابی شب چه طور به سر می برم ؟

 مثل شمع : همین که صبح می رسد خاموش می شوم و با

وجود این ، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است .


بالعکس دیشب را خوب خوابیده ام . ولی خواب را برای بی خوابی

 دوست می دارم . دوباره حاضرم . من هرگز این راحت را به آنچه

 در ظاهر ناراحتی به نظر می اید ترجیح نخواهم داد . در آن راحتی

 دست تو در دست من است و در این راحتی ... آه ! شیطان هم به

 شاعر دست نمی دهد ، مگر این که در این تاریکی شب ، خیالات

 هراسنک و زمان های ممتد ناامیدی را به او تلقین کند


بارها تلقین کرده است : تصدیق می کنم سالهای مدید به اغتشاش

 طلبی و شرارت در بسطی زمین پرواز کرده ام . مثل عقاب ، بالای

 کوه ها متواری گشته ام ، مثل دریا ، عریان و منقلب بوده ام . بدی

طینت مخلوق ، خون قلبم را روی دستم می ریخت . پس با خوب به

 بدی و با بد به خوبی رفتار کرده ام ، کمکم صفات حسنه در

من تبدیل یافتند : زودباوری ، صفا و معصومیت بچگی به بدگمانی ،

 خفگی و گناه های عیب عوض شدند .


آه ! اگر عذاب های الهی و شراره های دوزخ دروغ نبود ، خدا با

 شاعرش چه طور معامله می کرد


 حال ، من یک بسته ی اسرار مرموزم ، مثل یک بنای کهنه ام که

 دستبردهای روزگار مرا سیاه کرده است . یک دوران عجیب خیالی

 در من مشاهده می شود . سرم به شدت می چرخد . برای

 این که از پا نیفتم ، عالیه ، تو مرا مرمت کن


راست است : من از بیابان های هولنک و راه های پر خطر و از

چنگال سباع گریخته ام . هنوز از اثره ی آن منظره های هولنک

 هراسانم


چرا ؟ برای این که دختر بی وافیی را دوست می داشتم ، قوه ی

مقتدره ی او بی تو ، وجه مشابهت را از جاهای خوب پیدا می کند


 پس محتاجم به من دلجویی بدهی . اندام مجروح مرا دارو بگذاری

 و من رفته رفته به حالت اولیه بازگشت کنم


گفته بودم قلبم را به دست گرفته با ترس و لرز آن را به پیشگاه

 تو آورده ام . عالیه ی عزیزم ! آن چه نوشته ای ، باور می کنم .

یک مکان مطمئن به قلب من خواهی داد . ولی برای نقل مکان دادن

 یک گل سرمازده ی وحشی ، برای این که به مرور زمان اهلی و

 درست شود ، فکر و ملایمت لازم است .


چه قدر قشنگ است تبسم های تو


چه قدر گرم است صدای تو وقتی که میان دهانت می غلتد


کسی که به یاد تبسم ها و صدا و سایر محسنات تو

 همیشه مفتون است

نیما

**************************************

به عالیه عزیزم


قلم در دست من مردد است . حواسم مغشوش است . چرا

 در این حوالی تاریک شب مرا صدا می زنند ؟ از من چه

 می خواهند؟ هیچ ! انقلاب مرموز قلب ناجور را


فرستادگان آسمانی بدون جواب رد می شوند


خدا شاعرش را در زمین تنها می گذارد تا نیات تازه اش را

دوباره بسنجد . او را همان طور ناجور با تمام مخلوق نگاه می دارد

 
چرا شعله های قلب این قدر ممتد است ؟ این آتش چرا خکستر

نمی شود ؟ به من بگو انسان چرا دوست می دارد ؟


نشانه ی خون آلودی که قضای آسمانی آن را به زمین نشانید

 و حوادث آن را دمی آسوده نگذاشت تا این که از اثر تیرها کهنه

 شد و تبدیل یافت


آن نشانه ، قلب من است که مشیت الهی آن را برای تجدید

 تعالیم زمینی رو به زمین پرتاب کرد ولی یک اقتدار مقدس آن

 را نگاه داشت . گمنام ماند ، نگذاشت در انقلابات وسیع حیات

 به آتش و جنگ تسلیم شده خاموش شود . آن اقتدار اثره ی

 چند کلمه حرف و چند نگاه بود . بعد از آن فراموش کردم .

دوباره در یک انقلاب غیر مریی و یک نواخت ، ولی تازه و عجیب ،

قلب شاعر بین زمین و آسمان و فوق ادرک دیگران به خودش پرداخت

 
اگر دوست داشته ام یا نه . باور کن عالیه ، تو را دوست می دارم


می گویند عشق یک دفعه در مدت عمر هر کس به وجود می اید ،

 مراد عشقی است که از جدایی های غیر طبیعی کنونی ناشی

 شده ولی در آتیه قوانین عادله ، مثل عقد و نکاح ، آن را

 منسوخ می دارد


من به عکس بسیاری از علمای فلسفه ی علم الروح این

عقیده را رد می کنم . عشق می اید ، می رود ، دوباره می اید


مرور زمان همان طور که یکی از قوانین اولیه تکامل است

 می تواند قانون اصلی اضمحلال اشیا هم باشد . مجاورت زمان

 و حوادث ، مقدمه ی یک کشمکش دائمی طبیعت است .

حوادث ، مجذوب و عاشق می کند . زمان ، آن جذبه و عشق را

 پک می سازد. صفحه ی قلب ، مثل یک لوح است : همین که

 یک لکه از روی آن برداشته شد ، جای لکه دیگر باز می شود


انسان ، این طور با وسعت نظر خلقت یافته است . می بینی

چه طور راست حرف می زنم . محبت با دروغ مبانیت دارد .

خط تو ، تقریرات تو ، به من امید می بخشد . تو روشنی قلب

 منی ! خودم را به هدر نداده ام !


دلم می خواست با زبان مخصوصی که در بعضی مواقع به کار

 می برم قبل از وقوع امر بین خودمان بری تو چند کاغذ پی در

 پی هم بنویسم . برای امتحان ، حواست را مشوش کنم . و

این بعد از دیدار عکس تو بود . ولی حوادث زودتر از من ، عمل

 را به دلخواه خود انجام داد . بی جهت عجله شد ! چرا . چرا

 الفاظ ملا و شاگردش ، ما را به هم نزدیک کرد ! قلب انسان

 کاری را می کند که آن الفاظ از انجام آن کار عاجزند


 من ننگ دارم که مثل دیگران به طور معمول زناشویی اختیار کنم


خوشبختانه می بینم این مواصلت برای من شباهت به علاقه ی

محبتی را پیدا کرده است که نزد مردم مردود است و نزد

من رشد می کند


مرا نگاه بدار . قلب من است که مرا به تو می دهد . نه الفاظ مذهبی

 ملا . دلت می خواهد شاعری را که بعد ها به فکرش بیش تر

 آشنا خواهی شد برای همیشه مطیع خودت داشته باشی ؟

 
جرأت داشته باش . امتحان کن . مطمئن شو و به او راست بگو


 خدمتگزار تو که همیشه تو را دوست می دارد
نیما

************************************

عالیه ی عزیزم
نزدیک نیمه شب است . نمی توانم بخوابم . واقعه ی اخیر در

 زندگانی نویسنده بیشتر اهمیت دارد . دیشب خواستم از تو

احوالپرسی کنم . مانع شدند . از دور به اتاق خودمان نگاه کردم .

 چراغ را خاموش دیدم . ددین این منظره ، مرا غمگین کرد .

ناچار از دیوار بالا آمدم . مدتی روی پشت بام نشستم ، ایراد

نگیر ، محبت داشتن منوط به این نیست که شخص پول فراوان

 داشته باشد یا زیاد از حد وجیه و محبوب باشد . اگر خطایی

 از من سر زد ، کدام انسان بدون خطا زندگی کرده است
این هم در نتیجه ی جنونی است که صدمات زندگی برایم

 فراهم کرده است . خودت می دانی . طبیعتا تا دو جنس به هم

 جوش بخورند با هم کشمکش دارند


ولی این دفعه دعوا بی موضوع بود . هوا سرد شده ، سرما خوردی
ناخوش شدی . این خطای طبیعت است . بلکه خطای خود توست .

چرا به حمام رفتی .


بالعکس به من تهمت زدند . می دانم اوضاع به کلی در این روزها

 به همین چیزها دلالت داشت . تو به من تهمت می زنی که با دخترها

 رفیق هستم ، آن ها تهمت می زنند از شر زبان من ناخوش شده ای .

 متشکرم . مفارقت شیرین است . از دشمنی کم می کند و به دوستی

 می افزاید . قلب نارضا را هم تسلی می دهد اما ...


به جنگل های « نی تل »‌ قسم من فقط یک نفر را دوست دارم و

 متارکه ی اخیر موضوعی نداشت ، مثل این بود که عمدا با فحش

 اسبابی فراهم آورند که من از آن جا دور باشم


از این ها گذشته خیبی اسباب نگرانی است . مخصوصا وقتی که

می شنوم کمرت را سوزانیده اند . قلبم را سوزانیده اند


پس نگذار در این تنهایی کسی که هیچ کس را ندارد و امدیش رو

به انقطاع است گریه کند و در این گریه به خواب برود
نیما
 **************************************

عزیزم!
امروز صبح ، تا کنون ، خیلی دلواپس هستم ! نمی دانم چرا ! مثل

 مقصری که می خواهند او را به محبس ابدی بسپارند . حس

می کنم انقلاباتی در زندگانی من ، به من نزدیک است . بدون

 سبب دلم می خواهد گریه کنم . شاید خوابهای آشفته ی دیشب

 سبب شده باشد به هر حال به قلب شاعر چیزهایی می گذرد

 که در قلب دیگران نمی گذرد
شعر « بوته ضعیف » را بخوان . به واسطه ی مخالفت ب

ا باد سرنگون شد


من میل دارم با من دوست باشی نه کسی که به خودت عنوان

 زن و به من عنوان شوهر را بدهی . من از بچگی از کلمه ی زن

 و شوهر بیزار بودم . واضع کلمات : احتیاج یا طبیعت ، خوب بود

 از وضع این دو کلمه خودداری می کرد . به تو گفته ام تو را دوست

دارم در صورتی که ...


اگر با من یکی شدی کارهای بزرگ صورت خواهی داد . بین سایر

دخترها سر بلند خواهی شد . اگر جز این باشد آگاه باش : پرنده ی

 وحشی با قفس انس نخواهد گرفت


این کاغذ چندمی است که می نویسم . یا شوخی فرض خواهی کرد

 یا سرسری خواهی خواند . در مقابل ، من به خودم خواهم گفت :

 او به طبیعت واگذار کرده است . ولی این خطاست . برای این که

 انسان عقل دارد تا بر طبیعت غلبه کند و آن را ، تا حدی که ممکن

است به دلخواه خود در آورد


کاغذ بعدی را وقتی خواهی خواند که بعد از خواندن آن ، دیگر آن پرنده

 ی وحشی را در قفس نبینی و در میان یأس و پشیمانی و اندوه ، که

 ناگهان ضربات قلبت را نامرتب کرده است ، تعجب کنی او از کجای

 قفس پرید . پرهای او که ابدا با حرف های تو بریده نمی شود . پرهایی

 که او را تا اعماق روح تو پرواز داده است ، عبارت از خیال و عشق اوست
نیما

منبع:آوای آزاد

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |
شب همه شب


شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
*
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.

تجریش.آبان1337

پاسها از شب گذشته است


پاسها از شب گذشته است.
میهمانان جای را کرده اند خالی. دیرگاهی است
میزبان در خانه اش تنها نشسته.
در نی آجین جای خود بر ساحل متروک میسوزد اجاق او
اوست مانده.اوست خسته.

مانده زندانی به لبهایش
بس فراوان حرفها اما
با نوای نای خود در این شب تاریک پیوسته
چون سراغ از هیچ زندانی نمی گیرند
میزبان در خانه اش تنها نشسته.

زمستان1336

فرق است


بودم به کارگاه جوانی
دوران روزهای جوانی مرا گذشت
در عشق های دلکش و شیرین
(شیرین چو وعده ها)
یا عشق های تلخ کز آنم نبود کام.
فی الجمله گشت دور جوانی مرا تمام.
*
آمد مرا گذار به پیری
اکنون که رنگ پیری بر سر کشیده ام
فکری است باز در سرم از عشق های تلخ
لیک او نه نام داند از من نه من از او
فرق است در میانه که در غره یا به سلخ.

شب پره ی ساحل نزدیک


چوک و چوک!... گم کرده راهش در شب تاریک
شب پره ی ساحل نزدیک
دم به دم می کوبدم بر پشت شیشه.

شب پره ی ساحل نزدیک!
در تلاش تو چه مقصودی است؟
از اطاق من چه می خواهی؟

شب پره ی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) می گوید:
" چه فراوان روشنایی در اطاق توست!
باز کن در بر من
خستگی آورده شب در من."
به خیالش شب پره ی ساحل نزدیک
هر تنی را می تواند برد هر راهی
راه سوی عافیتگاهی
وز پس هر روشنی ره بر مفری هست.

چوک و چوک!... در این دل شب کازو این رنج می زاید
پس چرا هر کس به راه من نمی آید...؟

ول کنید اسب مرا
راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را
و مرا هرزه درا،
که خیالی سرکش
به در خانه کشاندست مرا.

رسم از خطه ی دوری، نه دلی شاد در آن.
سرزمینهایی دور
جای آشوبگران
کارشان کشتن و کشتار که از هر طرف و گوشه ی آن
می نشاندید بهارش گل با زخم جسدهای کسان.
*
فکر می کردم در ره چه عبث
که ازین جای بیابان هلاک
می تواند گذرش باشد هر راهگذر
باشد او را دل فولاد اگر
و برد سهل نظر در بد و خوب که هست
و بگیرد مشکلها آسان.
و جهان را داند
جای کین و کشتار
و خراب و خذلان.

ولی اکنون به همان جای بیابان هلاک
بازگشت من میباید، با زیرکی من که به کار،
خواب پر هول و تکانی که ره آورد من از این سفرم هست هنوز
چشم بیدارم و هر لحظه بر آن می دوزد،
هستیم را همه در آتش بر پا شده اش می سوزد.

از برای من ویران سفر گشته مجالی دمی استادن نیست
منم از هر که در این ساعت غارت زده تر
همه چیز از کف من رفته به در
دل فولادم با من نیست
همه چیزم دل من بود و کنون می بینم
دل فولادم مانده در راه.
دل فولادم را بی شکی انداخته است
دست آن قوم بداندیش در آغوش بهاری که گلش گفتم از خون وز زخم.
وین زمان فکرم این است که در خون برادرهایم
ـــ ناروا در خون پیچان
بی گنه غلتان در خون ـــ
دل فولادم را زنگ کند دیگرگون.

همه شب زن هرجایی
به سراغم می آمد.
به سراغ من خسته چو می آمد او
بود بر سر پنجره ام
یاسمین کبود فقط
همچنان او که می آید به سراغم، پیچان.

در یکی از شبها
یک شب وحشت زا
که در آن هر تلخی
بود پا بر جا،
و آن زن هر جایی
کرده بود از من دیدار؛
گیسوان درازش ـــ همچو خزه که بر آب ـــ
دور زد به سرم
فکنید مرا
به زبونیّ و در تک وتاب

هم از آن شبم آمد هر چه به چشم
همچنان سخنانم از او
همچنان شمع که می سوزد با من به وثاقم ، پیچان.

1331

خانه ام ابری ست...


خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن.

از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟

خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.

خونریزی


پا گرفته است زمانی است مدید
نا خوش احوالی در پیکر من
دوستانم، رفقای محرم!
به هوایی که حکیمی بر سر، مگذارید
این دلاشوب چراغ
روشنایی بدهد در بر من!

من به تن دردم نیست
یک تب سرکش، تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا
و چرا هر رگ من از تن من سفت و سقط شلاقی ست
که فرود آمده سوزان
دم به دم در تن من.
تن من یا تن مردم، همه را با تن من ساخته اند
و به یک جور و صفت می دانم
که در این معرکه انداخته اند.

نبض می خواندمان با هم و میریزد خون، لیک کنون
به دلم نیست که دریابم انگشت گذار
کز کدامین رگ من خونم می ریزد بیرون.

یک از همسفران که در این واقعه می برد نظر، گشت دچار
به تب ذات الجنب
و من اکنون در من
تب ضعف است برآورده دمار.

من نیازی به حکیمانم نیست
« شرح اسباب » من تب زده در پیش من است
به جز آسودن درمانم نیست
من به از هر کس
سر به در می برم از دردم آسان که ز چیست
با تنم طوفان رفته ست
تبم از ضعف من است
تبم از خونریزی.

هست شب، يك شب دم كرده و خاك

رنگ رخ باخته است .

باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه

سوي من تاخته است .

***

هست شب، همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا

هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده يي راهش را .

با تنش گرم،بيابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ -

به دل سوخته من ماند .

به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب ،

هست شب . آري شب .

(( 28 ارديبهشت 1334))

مير داماد ، شنيدستم من،

كه چو بگزيد بن خاك وطن

بر سرش آمد واز وي پرسيد

ملك قبر كه : (( من رب، من ؟ ))

***

مير بگشاد دو چشم بينا

آمد از روي فضيلت به سخن:

اسطقسي ست - بدو داد جوب -

اسطقسات دگر زو متقن .

***

حيرت افزودش از اين حرف ملك

برد اين واقعه پيش ذوالمن

كه : زبان دگر اين بنده ي تو

مي دهد پاسخ ما در مدفن

***

آفريننده بخنديد و بگفت :

(( تو به اين بنده ي من حرف نزن .

او در آن عالم هم، زنده كه بود،

حرفها زد كه نفهميدم من ! ))

(( لاهيجان ، 16 ارديبهشت 1359))


تو را من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم.

شباهنگام. در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم


 

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

با قایقم نشسته به خشکی

فریاد می زنم:


« وامانده در عذابم انداخته است

در راه پر مخافت این ساحل خراب

و فاصله است آب

امدادی ای رفیقان با من »


گل کرده است پوزخندشان اما

بر من ،

بر قایقم که نه موزون

بر حرفهایم در چه ره و رسم

بر التهابم از حد بیرون.

در التهابم از حد بیرون

فریاد بر می آید از من:


« در وقت مرگ که با مرگ

جز بیم نیستیّ وخطر نیست ،

هزّالی و جلافت و غوغای هست و نیست

سهو است و جز به پاس ضرر نیست. »


با سهوشان

من سهو می خرم

از حرفهای کامشکن شان

من درد می برم

خون از درون دردم سرریز می کند!

من آب را چگونه کنم خشک؟

فریاد می زنم.

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:


یک دست بی صداست

من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.

فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر

فریاد من رسا

من از برای راه خلاص خود و شما

فریاد می زنم.

فریاد می زنم!

منبع: سایتهای مختلف ایرانی

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

نیما یوشیج     کانون نظرسنجی پاسارگاد

نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران

چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی

از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .


پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد .... در مدرسه

از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار

می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول

گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی

مشغول گشت.
در سال 1300 منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ

رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت....

شاعرانی چون: مهدی حمیدی ، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند

و به مسخره و آزار وی دست زدند .


نیما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها

کوتاه و بلند می شدند .


نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری

با روزنامه های چون: مجله موسیقی ، مجله کویر و...... پرداخت.


از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه ، آی آدمها، ناقوس ، مرغ آمین

اشاره کرد.


نیما در 13 دی 1328 چشم از جهان فروبست...

شب همه شب * 

شب همه شب شکسته خواب به چشمم

گوش بر زنگ کاروانستم

با صداهای نیم زنده زدور.

همعنان گشته همزبان هستم.

*

جاده اما ز همه کس خالی است

ریخته بر سر آوار آوار

این منم مانده به زندان شب تیره که باز

شب همه شب

گوش بر زنگ                                                        

 کاروانستم

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

 

آسایشگاه معلولین وسالمندان کهریزک

 

بنیاد خیریه با سی سال سابقه خدمت

 

همیشه چشم براه ومفتخر به حمایت ویاری شما نیک اندیشان ونیکوکاران جامعه است.

 

تلفن دفتر مرکزی :

 

۸۸۸۴۸۱۸۹

۸۸۸۲۶۰۹۲

 

دفتر آسایشگاه محمد شهر کرج در تهران :

 

۸۸۹۸۴۴۴۴

 

 

 

*******************************

***************************************

**********************************************

*****************************************************

************************************************************

******************************************************************

**********************************************************************

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

خـانـه آرزو www.nima.33ir.com

setare

Myspace Comment: Merry Christmas - 019

 monarch_flap_md_wht

daisy_button_blue_md_wht

 

[تصویر: 24l3hn8.gif]

[تصویر: 10emqz4.gif]

mobile-animation-mob.ir (46) 

mobile-animation-mob.ir (7)

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

 

 

 

منبع:سایتهای مختلف ایرانی

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

آشنائی با ذخیره ها واندوخته ها

ذخیره مطالبات مشکوک الوصول وذخیره استهلاک

اندوخته ها ،تعاریف وانواع آن

 

 

مقدمه :

علم حسابداری برای دوواژه ذخیره واندوخته تفاوت قائل است وبرای

 هرکدام تعاریف وکاربردها ومشخصه های خاصی در نظر گرفته

است .درابتدا دوواژه ذخیره واندوخته هم خانواده ومترادف به ذهن

میرسند.اما در تعاریف حسابداری هر کدام کاربردها وتعاریف مختص

 به خود رادارند .در ادامه متن به تعاریف وکاربرد وانواع هرکدام خواهیم

پرداخت .

ذخیره :

در لغت به معنی چیزی است که برای مواقع احتیاج نگاه میدارند لیکن

 در علم حسابداری معانی مختلفی دارد.ذخیره هائی را که به منظور

 کاهش ارزش دارائی بر اثر گذشت زمان در نظر می گیرند مانند

 ذخیره های استهلاک ،اینگونه ذخیره ها کاهنده ارزش دارائی بوده

 وهیچ پس اندازی برای موسسه ایجاد نمی کند .به عنوان مثال خرید

 یک دستگاه ساختمان برای دفتر مرکزی موسسه ازدید حسابدار یک

 دارائی ثابت است .این دارائی یک عمر مفید وارزش اسقاط خواهد

 داشت به فرض در نظر گرفتن ده سال عمر مفید این مفهوم به دست

 می آید که ساختمان بعد از ده سال هیچگونه ارزش ریالی که زمانی

 دارائی موسسه محسوب می گردید ندارد.

لذا برای این دارائی کاهش یافته حسابداران ذخیره ده ساله برای آن در

 نظر می گیرند که طی ده

سال دارائی کاهش یافته در حسابی به نام ذخیره استهلاک دارائی قرار

 می گیرد وصاحب موسسه پس از گذشت مدت مذ کور می بایست

 برای برای فروش دارائی اسقاط شده وجایگزینی آن با دارائی جدید تصمیم

بگیرد.نوع دیگر

 ذخیره مربوط به پیش بینی بدهی ها وزیانهای احتمالی است مانند

 ذخیره مطالبات مشکوک الوصول.موسسات برای جبران زیانهای احتمالی

 آتی مبلغ یا درصدی از کل بدهی خود را که احتمال می دهند قابلیت

برگشت ندارند به عنوان ذخیره مطالبات مشکوک الوصول اختصاص

 می دهند.

اندوخته :

در معنی لغوی جمع کردن ،پس انداز کردن وفراهم آوردن است.حسابداران

در پایان هر دوره مالی پس از تائید هیات مدیره ومجمع صاحبان سهام

ومطابق ماده ۱۴۰ قانون تجارت  همه ساله ۵٪از سودخالص شرکت به

 عنوان اندوخته قانونی برای تقویت بنیه مالی موسسه وافزایش

آتی سرمایه ویا توسعه واز این قبیل با عنوان اندوخته اختصاص می دهند

وتا زمانی که به میزان ۱۰٪سرمایه بالغ گردد ادامه خواهدداشت.

در واقع مبلغی از سود تقسیم نشده را برای تقویت وتوسعه موسسه

 نگاه می دارند .انوخته معمولا به سه بخش در موسسات در نظر گرفته

 می شود :

1-اندوخته عمومی :تقویت بنیه مالی موسسه

2-اندوخته احتیاطی-سرمایه ای :افزایش سرمایه

3-اندوخته مخفی :به منظور پیشبرد اهداف وخط مشی موسسه وافزایش

توان تولید وتشویق کار وروحیه کاری و... 

مطابق قانون مالیاتهای مستقیم ماده 138شرکتهای صنعتی می توانند

 تا 50% از سود ابرازی برای توسعه وایجاد واحدهای صنعتی جدید به

 شرط کسب مجوز از وزارت صنایع و معادن وتصویب مجمع عمومی

 سالیانه اختصاص دهند واز پرداخت مالیات معاف می باشد .

 

می توان نتیجه گرفت اندوخته ها موسسه را توسعه می دهند وبنیاد

مالی موسسه را تقویت می کنند وذخیره ها به منظور جبران کاهش

 ارزش دارائی ها در موسسات اعمال می گردند .

 

 

منابع :

اصول حسابداری جلد دوم             تالیف :دکتر عزیز نبوی

اصول دفتر داری وحسابداری بازرگانی         تالیف :حسن سجادی نژاد

فرهنگ فارسی معین

قانون مالیاتهای مستقیم ماده 138

قانون تجارت ماده ۱۴۰

 

 

نوشته شده توسط رضاآریاراد

پائیز 1387

Web:http://hesabdariaryarad.blogfa.com/  

Email: rezaaryarad@yahoo.com

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Sunrise/Sunset Picture

View from above the Victoria Falls [Pic: Keith Jenkins]

Oasis in the Ubari Sand Sea [Pic: Brian Seales]

Long-dead remains of a tree, Botswana [Pic: Markus Korhonen]

Coconut Grove Beach, Ghana [Pic: Innes Ferguson]

Ethiopia's Simien mountains [Pic: Deirdre Snook]

BBC News website reader Ahmed Dolal climbing on a termite mound in Somalia

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

Saddam's Hole

 Saddam's hole

Soldiers remove the plug from Saddam's 'spider hole'

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

 

Iraqi Stealth Aircraft Discovered

Iraqi Stealth Aircraft Discovered

C-17 Baghdad Takeoff

Tornado GR-1 Crash

Howitzer Shell

F111 Emergency Landing

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |
 

پيشگفتار


متقاضيان سرمايه گذاري در فعاليتهايي كه جز وظايف وزارت صنايع و صنايع و معادن

 ميباشند (صنايع كانه آرائي .فرآوري مواد معدني و صنايع فلزي ) ميتوانند جهت اخذ

 مجوزهاي مربوطه به وزارت صنايع و معادن مراجعه نمايند.


در اين راستا وزارت صنايع و معادن وظايف برنامه ريزي هماهنگي توسعه نوسازي

 ايجاد بهره برداري حمايت و هدايت فعاليتهاي فوق الذكر را به شرح زير بعهده دارد:


الف-توليد محصولات مواد معدني كانه آرائي و صنايع فرآوري و فلزي


1- توليد فلزات آهني و آلياژهاي آنها و شكل دهي اين فلزات و پودرهاي مربوطه


2- صنايع فلزي غيرآهني شامل توليد كنسانتره عمليات ذوب ريخته گري پالايش و توليد

 شمش با ابعاد مختلف و آلياژها و پودرهاي مربوطه با مشخصات فيزيكي-شيميايي استاندارد.


3- صنايع توليد انواع فروآلياژها از قبيل فروسيليس فرومنگنز فروكروم فرونيكل و غيره..


4- توليد و فرآوري مصالح ساختماني (پودرسنگ، سنگ نمره، گچ، پوكه معدني انواع

 بالاست و غيره) بر اساس وظايف تعيين شده.


5- صنايع توليد انواع پودرهاي معدني در اندازه هاي گوناگون از جمله ميكرونيزه و

سوپرميكرونيزه و مواد معدني صنعتي.


6- صنايع توليد انواع مواد معدني پالايش شده شامل شستشو و تغليظ سيليس، فلدسپات،

 تالك، كوئولن و ..... بروشهاي مختلف.


7- صنايع توليد انواع مواد و فرآورده هاي نسوز شامل آجرهاي نسوز منيزيتي، بوته نسوز

 گرافيتي، كربن منيزيتي، منيزيت كروميتي، كروم منيزيتي، زيركني، سيليسي، دولوميتي،

شاموتي و .... و همچنين انواع مواد ويژه نسوز (جرم، ملات، مواد افزودني، پاشيدني

 بصورت شكل دار و بي شكل).


8- صنايع فرآوري انواع سنگهاي تزئيني شامل برش خورده صيقل يافته در ابعاد مختلف

 (تايل اسلب و ...)


9- صنايع تراش و صيقل سنگهاي نرم و سخت جهت ساخت مصنوعات سنگي از قبيل

 مجسمه ، ستون، گلدان، سنگ لوح و ...)


10- صنايع فرآوري (تراش ، صيقل) انواع سنگهاي قيمتي و نيمه قيمتي.


11- صنايع شيميايي معدني


12- صنايع فرآوري نمك (سنگي و چشمه اي و غيره)صنعتي و يد دار با رعايت استاندارد

وزارت بهداشت.


13- استحصال انواع املاح معدني از آبها و شورابه ها و منابع ديگر (نمك ، منيزيت ،

 پتاس و ساير املاح معدني)


14- توليد شن و ماسه كوهي


15- علاوه بر فعاليتهاي فوق الذكر هركونه فعاليتهاي صنعتي ديگر و وابسته به مواد

 معدني كه در چارچوب ضوابط اين دستورالعمل قرار مي گيرد.

 

ب- ضوابط صدور جواز تاسيس:


جواز تاسيس مجوزي است كه به موجب آن به دارنده جواز اجازه داده ميشود در

 چارچوب طرح مورد تصويب وزات صنايع و معادن نسبت به احداث واحد توليدي

 مورد نظر اقدام نمايد.


جهت اخذ جواز تاسيس متقاضي بايستي مراحل زير را به ترتيب طي نمايد:


1- مراجعه به اداره كل صنايع و معادن استان مربوطه و يا معاونت برنامه ريزي

 توسعه و نوسازي وزارت صنايع و معادن و ارائه درخواست صدور جواز تاسيس

 با ذكر نوع توليد ظرفيت و محل احداث.


2- ارسال درخواست متقاضي به معاونت برنامه ريزي،توسعه و نوسازي توسط اداره

 كل (در صورت ارائه درخواست به اداره كل)


3- بررسي درخواست توسط كارشناسان معاونت توسعه و نوسازي در ظرف

 يك هفته كاري


4- اظهار نظر حوزه معاونت ياد شده به متقاضي .درصورتي كه با درخواست ارائه

 شده اعلام نظر موافق گرديد،متقاضي در موظف است در ظرف مدت 3 ماه طرح

 توجيه فني و اقتصادي خود رت تهيه و تسليم نمايد.


تبصره 1- فرمهاي راهنما (فرم 1) جهت راهنمايي و تهيه طرح در ادارات كل در

 دسترس متقاضي ميباشند.


تيصره 2- براي پروژه هاي معدني مانند پودرهاي سنگ صدف نمك ،صنعتي،

معمولي و برخي مواد ديگر كه نياز به سرمايه گذاري بالايي ندارد تكميل و ارائه

 فرم مذكور براي صدور جواز تاسيس كافي است.


تبصره 3- متقاضي ميتواند طرح توجيه فني و اقتصادي خود را همراه با در

خواست تواما ارائه نمايد.


تبصره 4- ضوابط بهداشت محيط كار و تجهيزات احتمالي لازم در طرح منظور گردد.
تبصره 5- محدوديتهاي احداث منطقه اي (شعاع 120 كيلومتري تهران و

50 كيلومتري اصفهان و ...) در ارائه طرح رعايت گردد.

5- بررسي طرح ارسالي و محاسبه و اعلام هزينه صدور جواز تاسيس به متقاضي

 در ظرف يك هفته كاري ( در صورت تاييد طرح)


6- صدور جواز تاسيس (فرم 2) توسط معاونت برنامه ريزي،توسعه و نوسازي و

 تحويل آن به متقاضي پس از دريافت فيش هزينه واريزي

.
تبصره:ميزان حقوق دولتي جهت صدور جواز تاسيس بر مبناي نيم در هزار

 سرمايه گذاري ثابت مندرج در جواز تاسيس حداكثر تا سقف يك ميليون ريال بوده كه

 توسط كارشناس مربوطه محاسيه و جهت واريز به دارنده جواز تاسيس اعلام مي گردد.


پ-تمديد جواز تاسيس:


1- مدت اعتبار جواز تاسيس يكسال از زمان صدور جواز تاسيس خواهد بود و

 متقاضي ملزم است ظرف مدت تعيين شده نسبت به خريد زمين ،آب ،حق انشعاب

 برق،قرارداد ساخت يا خريد ماشين آلات و نيز تشكيل شركت و غيره اقدام نمايد.


2- كارشناس حوزه بررسي كننده موظف است هر سه ماه يك بار ضمن بازديد از

 طرح پيشرفت فيزيكي آن را گزارش نمايد.


3- چنانچه متقاضي بنا به علل موجه موفق به اقدام موارد مندرج در ظهر جواز

 تاسيس (خريد و ساخت و غيره...) در مدت تعيين شده نگرديد با ارائه درخواست

 كتبي از سوي متقاضي جواز تاسيس صادره حداكثر تا 2 بار و هر بار به مدت 6 ماه الي

1 سال از سوي مرجع صادر كننده قابل تمديد خواهد بود.


4- تمديد مجدد جواز تاسيس منوط به پيشرفت كار مناسب نسبت به تمديد قبلي خواهد بود .


تبصره 1- بر اساس مصوبه هيات دولت در هر دوره از تمديد جواز تاسيس

 مبلغ ده هزار ريال بابت حقوق دولتي توسط متقاضي به حساب خزانه دولت واريز ميگردد.


تبصره 2- تغيير محل واحد مربوطه در صورت تطبيق با ساير ضوابط منوط به موافقت

 مرجع صادر كننده ميباشد.


5-پذيرش هرگونه تغيير در نام دارنده جواز تاسيس و پورانه بهره برداري منوط به تاييد

 مرجع صادر كننده خواهد بود و انجام تغيير نام مستلزم رعايت مسائل حقوقي و اداري

 مربوطه ميباشد.


6- هرگونه تغيير در ظرفيت طرح و نوع توليد نياز به ارائه طرح اصلاحي و يا

 توسعه اي از سوي متقاضي جهت بررسي و تاييد ميباشد.


ت- ضوابط صدور پروانه بهره برداري


پروانه بهره برداري به صنايع فرآوري مواد معدني فلزي و غير فلزي كه از وزارت

 صنايع و معادن جواز تاسيس دريافت داشته اند و نسبت به احداث راه اندازي آزمايشي

 اقدام نموده اند و يا واحدهايي كه پرونده آنها طبق توافق في مابين اين وزارت و وزارت

 صنايع به وزارت صنايع و معادن منتقل ميگردد بشرح مراحل زير صادر ميگردد:


1- ارائه درخواست كتبي دارنده جواز تاسيس به وزارت صنايع و معادن


2- دريافت تكميل و ارائه فرم سئوالات مربوط به صدور پروانه بهره برداري

 ( فرم شماره 3) از سوي متقاضي


3- بازديد كارشناس بررسي كننده از عمليات اجرائي انجام شده از پروژه و تطبيق

 آن با طرح اوليه و آئين نامه هاي مربوط گزارش از وضعيت پيشرفت طرح.


4- كارشناس بررسي كننده پس از بررسي و بازديد از طرح بر اساس هزينه هاي

 انجام شده (قيمت تمام شده طرح به نرخ روز) نسبت به تهيه پيش نويس فرم پروانه

 بهره برداري (فرم 4) اقدام و جهت تاييد و امضا به معاونت مربوطه ارسال مينمايد.


5- پس ار تصويب و امضا پروانه بهره برداري توسط مقام مسئول،فرم پروانه

 بهره برداري (فرم شماره 4) تايپ و به تعداد 6 نسخه اكثير و پس از ثبت در دفتر

 يا دبيرخانه نسخه اصل آن پس از دريافت حقوق دولتي ( بر اساس ميزان سرمايه

 ثابت طبق جدول پيوست حداكثر تا مبلغ 150 هزار ريال) به متقاضي تحويل و مابقي

 نسخ نيز همانند جواز تاسيس به مراجع ذيربط ارسال مي گردد.


6- اين دستورالعمل جايگزين دستورالعمل شماره 2934/600 مورخه 2/5/75 ميباشد

 كه در اين صورت لزوم براي اطلاع از گردش كار در اختيار متقاضي قرار خواهد گرفت.

 

 

منبع : مرکزاطلاع رسانی صنایع ومعادن ایران

 

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |

کلیسای پرو

La Catedral - Arequipa

طبیعت پرو

HUARAZ 1

بچه ها در پرو

Three Boys in Huilloc, Peru

یکی از شهرهای بزرگ پرو در شب

Lima

 

منبع:http://www.flickr.com

 

+ نوشته شده توسط رضا آریاراد در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM